تبلیغات
تجلی غدیر - روش استفاده از حدیث غدیر
امروز :
 
نوشته شده توسط : فدایی گل زهرا                                    اللهم عجل لولیک الفرج
روش استفاده از حدیث غدیر
طرح همه جانبه حدیث غدیر
افشاى دشمنان با حماسه غدیر
در فصل گذشته تذكر دادیم كه سران سقیفه ، و دشمنان اهل بیت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) با روشهاى گوناگون سعى مى كردند تا:
حماسه غدیر فراموش گردد.
حدیث غدیرخم نقل نشود، تبلیغ نگردد.
ورقه هاى مكتوب حدیث غدیر و دیگر احادیث سوزانده شود.
در كتب تاریخ ثبت نشود.
و شاعرانى كه حماسه غدیر را سرودند طرد شوند، یا در امان نباشند و آنگاه ، ناقلان و راویان حدیث و حادثه غدیر را با نام ((ایجاد اختلاف در امت اسلامى )) یا ((ترك كنندگان قرآن )) سرزنش مى كردند، كتك مى زدند كه پس از حاكمیت سران سقیفه ، و كتك خوردن عبدالله بن مسعود ((كاتب وحى )) براى نقل حدیث ، دیگر كسى جرئت روایت كردن ، یا تبلیغ حدیث غدیر را نداشت .
هركس رفاه و آسایش مى طلبید.
درجه و مقام مى خواست .
و در آرزوى امن و امان بود.
مى بایست حدیث غدیر، و حقانیت على (علیه السلام ) را فراموش كند، كه تهاجم نظامى به منزل به منزل امام ، و اهانت به دختر پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم )، و شهادت حضرت محسن (علیه السلام ) و تازیانه زدن حضرت زهرا علیهاالسلام در راستاى ................
روش استفاده از حدیث غدیر
طرح همه جانبه حدیث غدیر

افشاى دشمنان با حماسه غدیر
در فصل گذشته تذكر دادیم كه سران سقیفه ، و دشمنان اهل بیت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) با روشهاى گوناگون سعى مى كردند تا:
حماسه غدیر فراموش گردد.
حدیث غدیرخم نقل نشود، تبلیغ نگردد.
ورقه هاى مكتوب حدیث غدیر و دیگر احادیث سوزانده شود.
در كتب تاریخ ثبت نشود.
و شاعرانى كه حماسه غدیر را سرودند طرد شوند، یا در امان نباشند و آنگاه ، ناقلان و راویان حدیث و حادثه غدیر را با نام ((ایجاد اختلاف در امت اسلامى )) یا ((ترك كنندگان قرآن )) سرزنش مى كردند، كتك مى زدند كه پس از حاكمیت سران سقیفه ، و كتك خوردن عبدالله بن مسعود ((كاتب وحى )) براى نقل حدیث ، دیگر كسى جرئت روایت كردن ، یا تبلیغ حدیث غدیر را نداشت .
هركس رفاه و آسایش مى طلبید.
درجه و مقام مى خواست .
و در آرزوى امن و امان بود.
مى بایست حدیث غدیر، و حقانیت على (علیه السلام ) را فراموش كند، كه تهاجم نظامى به منزل به منزل امام ، و اهانت به دختر پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم )، و شهادت حضرت محسن (علیه السلام ) و تازیانه زدن حضرت زهرا علیهاالسلام در راستاى همین سیاست مطرح شد.
اول : فاطمه علیهاالسلام و طرح همه جانبه حدیث غدیر
در شرایط حساس و خفقان زاى مدینه ، پس از كودتاى سقیفه ، كه همه لب فروبسته ، و نفسها در سینه ها حبس شده ، و زبان شاعران ساكت گشته ، و قلم نویسندگان شكسته ، و همه دست از حمایت امیرالمؤ منین على (علیه السلام ) شسته بودند.
و حماسه عظیم غدیرخم را كه در چند ماه قبل اتفاق افتاده بود، با ترس و زور و تزویر از یاد بردند، این فاطمه زهرا علیهاالسلام ، بود كه حدیث غدیر را در همه جا مطرح مى فرمود.
و حداكثر استفاده را از پیام غدیر مى برد، چون آگاه بود كه اگر مردم ، حماسه غدیر را با ویژگیهاى والاى آن به یاد آورند، و به امر الهى در اعلام ولایت على (علیه السلام ) بیاندیشند، راه هدایت را به درستى خواهند شناخت .
از این رو بارها به مردم ساكت و بى تفاوت و هراسناك مدینه مى فرمود:
اءنسیتم قول رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم ) یوم غدیرخم ، من كنت مولاه فعلى مولاه ؟ و قوله (صلى الله علیه و آله و سلم )، اءنت منى بمنزله هارون من موسى (47).
(آیا فراموش كردید سخنان رسول خدا را در روز غدیر خم كه فرمود:
هر كه را من مولا و رهبر مى باشم على (علیه السلام ) نیز مولاى اوست .
و آیا فراموش كردید كه به على (علیه السلام ) فرمود: یا على (علیه السلام ) موقعیت تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى پیامبر است .)(48)
دوم : افشاى دشمنان با یاد حماسه غدیر
حضرت زهرا علیهاالسلام در بحث و مناظره با دشمنان ، و در اتمام حجت با مهاجمان به خانه ولایت باز هم از حماسه غدیرخم یاد مى كرد، و مردم را به یاد حدیث غدیر سوق مى داد.
در یكى از روزهاى پس از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) كه مردم در كوچه نزدیك خانه حضرت على (علیه السلام ) گرد آمده و تسلیم توطئه ها بودند، دختر رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) از خانه بیرون آمده و در كنار درب ورودى منزل ایستاد، و خطاب به مردم مهاجم در كوچه و بازار فرمود:
لا عهد لى بقوم حضروا اءسوء محضر منكم ، تركتم رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم )، جنازة بین اءیدیننا و قطعتم اءمركم فیما بینكم ، لم تساءمروننا و لم تردوا لنا حقا كانكم لم تعلموا ما قال یوم غدیر خم ، و الله لقد عقد له (على بن ابیطالب ) یومئذ الولاء لیقطع منكم بذالك منها الرجاء، و لكنكم قطعتم الاسباب بینكم و بین نبیكم ، و الله حسیب بیننا و بینكم فى الدنیا و الآخرة .(49)
(من ملتى را مثل شما نمى شناسم كه اینگونه عهد شكن و بد برخورد باشند، جنازه رسول خدا در دست ما گذاشته رها كردید، و عهد و پیمانهاى میانتان را بریده ، فراموش نمودید، و ولایت و رهبرى امام على (علیه السلام ) و ما اهل بیت را انكار كردید، و حق مسلم ما را بازنگرداندید.
گویا از حادثه رزو غدیرخم آگاهى ندارید؟
سوگند به خدا كه رسول گرامى اسلام در آن روز ولایت و رهبرى امام على (علیه السلام ) را مطرح كرد، و از مردم بیعت گرفت ، تا امید شما فرصت طلبان تشنه قدرت را قطع نماید، ولى شما رشته هاى پیوند معنوى میان پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) و خودتان را پاره كردید، این را بدانید كه خداوند در دنیا و آخرت بین ما و شما داورى خواهد كرد.)(50)
دشمنان ولایت چه جوابى مى توانستند بدهند، در صورتیكه حماسه غدیر، راه هرگونه عذرتراشى ، و بهانه جوئى ، را بسته بود، كه حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود:
(خداوند بزرگ پس حادثه غدیر خم ، براى هیچكس عذر و بهانه اى باقى نگذاشته است )
زیرا با یادآورى غدیرخم هیچگونه راه فرارى باقى نمانده بود
اگر مى گفتند:
نمى دانیم !! یا خبر نداریم !!
دروغ آشكارى بود
زیرا حادثه بزرگى در میان 120 هزار حاجى كه از سراسر بلاد اسلامى در غدیر گرد آمده بودند، اخبار آن را دهن به دهن در همه جا نقل كردند، و بگوش همه رسانده بودند.
اگر در خبر راویان تردید مى كردند:
به دوروئى آشكارترى پناه مى بردند
زیرا تمام مهاجر و انصار، و اصحاب و یاران پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) در آن حادثه عظمى حضور داشتند، و پیام غدیر را از قرن اول تاكنون گفتند و نوشتند، و در شعر شاعران گنجاندند
اگر بهانه مى آوردند كه بیعت عمومى نبود:
بیشتر رسوا مى گردیدند.
زیرا در گذشته و آینده ، تنها رفراندوم و بیعتى كه عمومى بود، و عموم ملت اسلام از هر نژاد و قبیله اى در آن شركت داشت ، بیعت روز غدیر بود چنان اجتماعى با چنین كیفیت والائى نسبت به هیچ یك از زمامداران پرادعاى دنیا تحقق نیافته بود.
و اگر عذر مى آوردند كه با مشورت نبود:
به خیانت رسواى دیگرى اعتراف مى كردند.
زیرا غدیر خم به امر الهى ، و نزول پیك وحى ، و در حضور پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) و سخنرانى و اتمام حجت پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) با مسلمانان سراسر بلاد اسلامى ، و با دخالت پیامبر خاتم تحقق یافت .
چگونه مى توان در برابر آفتاب غدیر، شمع بدست گرفته و به انكار خورشید نشست ؟
على (علیه السلام ) و روش مناظره با حدیث غدیر:
پس از حضرت زهرا علیهاالسلام كسى كه روش مناظره با حدیث غدیر را از نظر كاربردى ، مطرح فرمود على (علیه السلام ) است
در بسیارى از مواقع حساس ، و روز شورى كه مردم به دیگران روى آوردن ((سال 23 هجرى )) امام فرمود:
فانشدكم بالله هل فیكم احد قال رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم ) ((من كنت مولاه فعلى مولاه ، اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، وانصر من نصره ، لیبلغ الشاهد الغایب )) غیرى ؟
شما را به خدا گواه مى طلبم آیا در میان شما غیر از من كسى هست كه پیامبر ص درباره او فرموده باشد؟ ((هر كس را كه من مولى او هستم ، على مولى اوست ، خدایا دوست دار دوستان او را، دشمن دار دشمنان او را، یارى كن یارى كنندگان او را، پس باید حاضران به غایبان خبر دهند))
همه گفتند:
نه غیر از تو كسى نیست (قالوا اللهم لا).(51)
در پاسخ حضرت امیرالمؤ منین (علیه السلام ) در جاهاى مختلف متفاوت جواب مى دادند
در روز شورى همه جمعیت هماهنگ گفتند
((كسى را جز تو سراغ نداریم ))
و یا پاسخ دادند.
((آرى همه در روز غدیر حاضر بودیم و سخنان پیامبر را در ابلاغ ولایت تو شنیدیدم ))
و یا پس از طرح سئوال از طرف امام (علیه السلام ) 20 نفر از مجاهدان بدرى بلند شدند و گفتند
((همه ما بودیم و شهادت مى دهیم ))
و یا بسیارى از بزرگان مهاجر و انصار بلند شدند و گفتند:
((اى على همه ما در روز غدیر حاضر بودیم و هم اكنون شهادت مى دهیم ))
و در روز جنگ جمل در بصره با دوستان فریب خورده و با دشمنان گمراه نیز، این شیوه مناظره را بكار گرفته ، و فرمود:
مگر در غدیر خم نبودید و نشنیدید؟
آیا غیر از من چه كسى را سراغ دارید كه پیامبر اسلام ، آن سخنان آشكار را نسبت به ولایت من گفته باشد؟
كه در پاسخ امام (علیه السلام ) یا سكوت كردند، و یا درد آلود اعتراف كرده ، مى گذشتند(52)
نه دوست نه دشمن
نه فردى از مهاجر و نه فردى از انصار
نه شخصى از مدینه و نه فردى از كوفه و بصره و دیگر بلاد اسلامى نه زن و نه مرد
هیچ كس نگفتند كه :
((حادثه غدیر تحقق نیافت )) یا ((ما خبر نداریم ))
و پس از حضرت امیرالمؤ منین (علیه السلام ) حضرت امام مجتبى (علیه السلام ) و عمار یاسر، و عبدالله بن جعفر، و قیس بن سعد، با یاد حماسه غدیر با دشمنان ولایت على (علیه السلام ) بحث و مناظره كردند(53)
روش استفاده از حدیث غدیر را دیگران از حضرت زهرا علیهاالسلام یاد گرفتند، كه آغازگر این راه بود، و با دشمنان ولایت بر اساس حماسه غدیر بحث و مناظره مى كرد كه یكى از آنها اصبغ بن نباته است .
اصبغ یكى از رجال بنام و از یاران حضرت على (علیه السلام ) است كه براى مذاكره با معاویه به شام فرستاده شد. مى گوید:
وقتى بر معاویه وارد شدم دیدم عمروبن عاص و جمعى از سران بنى امیه در اطراف معاویه حلقه زدند، و ابوهریره و ابوالدارداء در پیش روى او قرار دارند
تا چشم او به من افتاد، گفت
عثمان مظلوم كشته شد و چرا على (علیه السلام ) قاتلان عثمان را به من تحویل نمى دهد؟
در جواب معاویه گفتم
اى معاویه ، ما مى دانیم و تو هم مى دانى كه دروغ مى گویى ، تو عثمان را بهانه قرار دادى كه به حكومت دست یابى .
بعد به ابوهریره گفتم
تو را به خدائى كه مى پرستى سوگند مى دهم در روز غدیرخم كجا بودى ؟
ابوهریره گفت
در میان جمعیت بودم
پرسیدم ، رسول خدا در آن روز درباره على (علیه السلام ) چه فرمود؟
ابوهریره گفت : شنیدم كه رسول خدا فرمود:
من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، وانصر من نصره ، واخذل من خذله .
گفتم اى ابوهریره ! تو كه این سخنان را با گوش خود از پیامبر شنیدى پس ‍ چرا على (علیه السلام ) را دشمن مى دارى ؟
ابوهریره فقط گفت : انالله و انا الیه راجعون .
چون معاویه دید كه روش مناظره من در حاضران مجلس تاءثیر كرد فریاد زد و باسخنان بى مورد مرا ساكت كرد(54)
حماسه غدیر آنقدر والاست كه دشمنان امام نیز در بحث و مناظره خود از حدیث غدیر یاد مى كردند مانند:
عمرو عاص كه براى غلبه بر معاویه
عمر بن عبد العزیز براى پیروزى بر مخالفان و ماءمون براى پاسخ دادن به علماء فرق اسلامى ، را مى توان نام برد(55)



:: مرتبط با: مقالات غدیر , غدیر خم ,
:: برچسب‌ها: روش استفاده از حدیث غدیر ,
تاریخ انتشار : پنجشنبه 5 بهمن 1391 | نظرات ()             داغ کن - کلوب دات کام
 
   
ولایت حضرت علی(ع) را یكصدوبیست هزار نفر در غدیر مشاهده كردند و همه آن را پذیرفتند، اما در اولین فرصت، به دلیل بی ایمانی، تمرد كردند و حق را زیر پا گذاشتند. أین مثل مالك؟ ‌أین عمار؟ أین ذوالشهادتین؟ كجاست مثل مالك؟ كجاست عمار؟ كجاست ذوالشهادتین؟ دیرگاهی پیش بود كه صدای گلایه علی (ع) در حد فاصل كوفه و شام برخاست.آن هنگام كه مالك اشتر و عمار و ذوالشهادتین، یعنی یاران صدیق علی (ع) به شهادت رسیده بودند و علی تنها مانده بود. سئوالی كه جوابی در پی نداشت. روزها برآمدند و شبها فرو رفتند. روزگار دیگری آمد. روزی به بلندای روزگار،‌عاشورا!