تبلیغات
تجلی غدیر - على (ع) دروازه شهر علم پیامبر (ص) است
امروز :
 
نوشته شده توسط : فدایی گل زهرا                                    اللهم عجل لولیک الفرج

على (ع) دروازه شهر علم پیامبر (ص) است

پیامبر (ص) امت‏ خود را از وجود مردى آگاه ساخت كه داناترین فرد به علم پیامبر (ص) بود،و به امت اعلام كرد كه هر گاه بخواهند به علم پیامبر خدا (ص) دسترسى پیدا كنند،باید از دست این شخص آگاه بگیرند.پس فرمود (این روایت را ابن عباس نقل كرده است) :«من شهر علمم و على (ع) دروازه آن شهر است.پس هر كس علم‏ مى ‏خواهد باید از آن در وارد شود.»و یا گفت:«بدانید هر كس آهنگ آن شهر را دارد پس باید از آن در وارد شود»و جابر بن عبد الله انصارى نقل كرده است كه پیامبر (ص) فرمود:«منم شهر علم و على (ع) دروازه آن شهر است، پس هر كس قصد علم دارد باید از آن در بیاید.» (1) و ما مى‏ بینیم كه پیامبر (ص) در این بیان خود به مسلمانان دو چیز را اعلام فرموده است:نخست این كه آن دانایى كه امت نیازمند به اوست،وجود دارد،و على بن ابى طالب (ع) همان داناست.

دوم آن كه اگر امت ‏بخواهند با علمى كه نزد پیامبر خدا (ص) ،شهر علم،وجود داشت آشنا شوند،راهى كه آنان را به آن شهر برساند موجود است.و آن على (ع) در آن شهر است.و طبیعى است كه بر مسلمانان لازم است تا آهنگ رسیدن به آن شهر كنند.و درخواست دانش و راهنمایى از على (ع) از واجبات ایشان بلكه مهمترین واجب است.براى این كه علم،مقدم بر عمل است.و براى این كه عمل مسلمانان،باید موافق با تعالیم پیامبر (ص) باشد.و از طرفى مطابق بودن عمل با تعالیم نبوى متوقف بر شناخت آنهاست.و احادیثى كه دلالت دارند بر این كه على (ع) دروازه شهر علم است،تنها احادیثى نیستند كه دلالت‏بر برترى على (ع) در علم و دانش خود بر دیگر اصحاب دارند.بلكه جز آن،احادیث‏بسیارى وجود دارد كه بعضى از آنها را در پیش نقل كردیم و تمامى آنها دلیل بر این مطلبند.و تنها حدیث ام سلمه همسر پیامبر (ص) از میان آن همه احادیث تو را كافى است،او گفت از پیامبر (ص) شنیدم، مى‏فرمود:«على (ع) با قرآن و قرآن با على (ع) است.هرگز از هم جدا نمى‏شوند تا كنار حوض كوثر به سوى من باز گردند» (2) .و حاكم به سند خود از حسن و او از انس بن مالك نقل كرده است كه پیامبر (ص) به على (ع) فرمود:«پس از من تو براى امتم در هر موردى كه اختلاف داشتند،بیانگرى.»و او اضافه مى‏كند كه این حدیث،با همان قید و شرط بخارى ومسلم، حدیثى صحیح است (3) .و ترمذى نیز در صحیح خود حدیثى را از على (ع) نقل كرده است كه در آن آمده است،پیامبر خدا (ص) فرمود:«خدا على را مورد لطف خود قرار دهد.بار خدایا حق را هر جا كه هست‏بر محور او بگردان‏» (4) و ابو نعیم به سند خود از ابن مسعود نقل كرده است كه او گفت:«براستى كه قرآن بر روى هفت‏حرف نازل شد،و در میان آنها حرفى نیست مگر این كه ظاهرى دارد و باطنى.هم علم ظاهر و هم علم باطن در نزد على بن ابى طالب است‏» (5) .

على (ع) دروازه شهر علم پیامبر (ص) است

پیامبر (ص) امت‏خود را از وجود مردى آگاه ساخت كه داناترین فرد به علم پیامبر (ص) بود،و به امت اعلام كرد كه هر گاه بخواهند به علم پیامبر خدا (ص) دسترسى پیدا كنند،باید از دست این شخص آگاه بگیرند.پس فرمود (این روایت را ابن عباس نقل كرده است) :«من شهر علمم و على (ع) دروازه آن شهر است.پس هر كس علم‏مى‏خواهد باید از آن در وارد شود.»و یا گفت:«بدانید هر كس آهنگ آن شهر را دارد پس باید از آن در وارد شود»و جابر بن عبد الله انصارى نقل كرده است كه پیامبر (ص) فرمود:«منم شهر علم و على (ع) دروازه آن شهر است، پس هر كس قصد علم دارد باید از آن در بیاید.» (1) و ما مى‏بینیم كه پیامبر (ص) در این بیان خود به مسلمانان دو چیز را اعلام فرموده است:نخست این كه آن دانایى كه امت نیازمند به اوست،وجود دارد،و على بن ابى طالب (ع) همان داناست.

دوم آن كه اگر امت‏بخواهند با علمى كه نزد پیامبر خدا (ص) ،شهر علم،وجود داشت آشنا شوند،راهى كه آنان را به آن شهر برساند موجود است.و آن على (ع) در آن شهر است.و طبیعى است كه بر مسلمانان لازم است تا آهنگ رسیدن به آن شهر كنند.و درخواست دانش و راهنمایى از على (ع) از واجبات ایشان بلكه مهمترین واجب است.براى این كه علم،مقدم بر عمل است.و براى این كه عمل مسلمانان،باید موافق با تعالیم پیامبر (ص) باشد.و از طرفى مطابق بودن عمل با تعالیم نبوى متوقف بر شناخت آنهاست.و احادیثى كه دلالت دارند بر این كه على (ع) دروازه شهر علم است،تنها احادیثى نیستند كه دلالت‏بر برترى على (ع) در علم و دانش خود بر دیگر اصحاب دارند.بلكه جز آن،احادیث‏بسیارى وجود دارد كه بعضى از آنها را در پیش نقل كردیم و تمامى آنها دلیل بر این مطلبند.و تنها حدیث ام سلمه همسر پیامبر (ص) از میان آن همه احادیث تو را كافى است،او گفت از پیامبر (ص) شنیدم، مى‏فرمود:«على (ع) با قرآن و قرآن با على (ع) است.هرگز از هم جدا نمى‏شوند تا كنار حوض كوثر به سوى من باز گردند» (2) .و حاكم به سند خود از حسن و او از انس بن مالك نقل كرده است كه پیامبر (ص) به على (ع) فرمود:«پس از من تو براى امتم در هر موردى كه اختلاف داشتند،بیانگرى.»و او اضافه مى‏كند كه این حدیث،با همان قید و شرط بخارى ومسلم، حدیثى صحیح است (3) .و ترمذى نیز در صحیح خود حدیثى را از على (ع) نقل كرده است كه در آن آمده است،پیامبر خدا (ص) فرمود:«خدا على را مورد لطف خود قرار دهد.بار خدایا حق را هر جا كه هست‏بر محور او بگردان‏» (4) و ابو نعیم به سند خود از ابن مسعود نقل كرده است كه او گفت:«براستى كه قرآن بر روى هفت‏حرف نازل شد،و در میان آنها حرفى نیست مگر این كه ظاهرى دارد و باطنى.هم علم ظاهر و هم علم باطن در نزد على بن ابى طالب است‏» (5) .

و امام احمد روایت كرده است كه پیامبر (ص) به دخترش زهرا (ع) فرمود:«و آیا نمى‏خواهى كه همسرت نخستین مسلمان از امتم و داناترین و شكیباترین ایشان باشد؟» (6) و حاكم به سند خود از قیس بن ابو حازم نقل كرده است كه او از سعد بن ابى وقاص شنید به مردى از اهل شام كه به على دشنام مى‏داد،گفت:«اى فلان!به چه علت على را دشنام مى‏دهى؟آیا او نخستین مردى نبود كه اسلام آورد؟و آیا او اولین كسى نبود كه با پیامبر خدا (ص) نماز گزارد؟آیا داناترین مردم نبود؟...سپس سعد گفت:بار خدایا این شخص ولیى از اولیاى تو را دشنام داد.تا این گروه پراكنده نشده‏اند قدرت خود را بر آنها بنمایان.پس آن مرد شامى از پشت مركبش روى سنگها افتاد و مغزش شكافت و مرد» (7) .طبیعى است كه كسى امكان دارد بگوید این احادیث،تنها دلالت‏بر این دارند كه على (ع) رهبر در امور شریعت و آشناى به كتاب خدا و سنتهاى پیامبر (ص) است.و لیكن دلیل بر رهبرى سیاسى و حكومتى او نمى‏شوند در نتیجه به خلافت او دلالت ندارد.

اما بى‏اساس بودن این اعتراض موقعى آشكار مى‏شود كه ثابت كنیم هدف‏پیامبر (ص) از این گفتار،تنها هدایت امت و آشنا ساختن ایشان با راهى است كه او ضامن استوارى و پیروى آن از معانى اصلى قرآن و حقایق سنتهاى نبوى است.پس امت هرگز نمى‏تواند از آن راه حركت كند در صورتى كه سرپرستى امور مسلمانان به دست غیر آن امامى باشد كه پیامبر (ص) او را امین بر علم و شریعت‏خود دانسته و او را در هدایت مسلمانان قرار داده است.

براستى كه پیمودن مسلمانان این راه را متوقف بر توجه مثبت ایشان تنها به سمت آن كسى است كه پیامبر (ص) امین شمرده است نه دیگران.و آنچه در تاریخ روى داد،گواه بر آن است. آنچه از على (ع) و اهل بیت پیامبر (ص) روایت كرده‏اند در مقایسه با آنچه از دیگر صحابه، یعنى كسانى كه از نظر دانش و آگاهى قابل مقایسه با او نبودند،نقل كرده‏اند،بسیار بسیار اندك است!و ما به تفصیل در آن مورد به هنگام سخن از احادیث ثقلین صحبت‏خواهیم كرد علاوه بر آن كه بیانات دیگرى وجود دارد كه بیشتر بر منظور ما دلالت دارند از آن جمله رویدادهاى پیش از هجرت و رویدادهاى پس از هجرت است كه بیشتر آنها در پیرامون تبلیغ توده‏ها و متوجه به اجتماعاتى از مردم بوده است.

پى‏نوشتها:

1-حاكم آن را در ج 3 ص 127 مستدرك خود نقل كرده است و ابن جریر آن را روایت كرده و صحیح شمرده است (كنز العمال ج 15 ص 13 حدیث‏شماره 378-379) و این حدیث میان مسلمانان مشهور است.

2-المستدرك حاكم ج 3 ص 124.

3-المستدرك حاكم ج 3 ص 122.

4- ج 5 ص 297.

5-حلیة الاولیاء ج 1 ص 65 (فیروز آبادى نیز در فضائل الخمسة نقل كرده است) .

6-المسند ج 5 ص 26.

7-المستدرك ج 3 ص 499



:: مرتبط با: مقالات غدیر , امیرالمومنین اسوه وحدت ,
:: برچسب‌ها: على (ع) دروازه شهر علم پیامبر (ص) است , حضرت علی , غدیر , دروازه علم ,
تاریخ انتشار : جمعه 6 بهمن 1391 | نظرات ()             داغ کن - کلوب دات کام
 
   
ولایت حضرت علی(ع) را یكصدوبیست هزار نفر در غدیر مشاهده كردند و همه آن را پذیرفتند، اما در اولین فرصت، به دلیل بی ایمانی، تمرد كردند و حق را زیر پا گذاشتند. أین مثل مالك؟ ‌أین عمار؟ أین ذوالشهادتین؟ كجاست مثل مالك؟ كجاست عمار؟ كجاست ذوالشهادتین؟ دیرگاهی پیش بود كه صدای گلایه علی (ع) در حد فاصل كوفه و شام برخاست.آن هنگام كه مالك اشتر و عمار و ذوالشهادتین، یعنی یاران صدیق علی (ع) به شهادت رسیده بودند و علی تنها مانده بود. سئوالی كه جوابی در پی نداشت. روزها برآمدند و شبها فرو رفتند. روزگار دیگری آمد. روزی به بلندای روزگار،‌عاشورا!