تبلیغات
تجلی غدیر - دانـش «تدبیـر جهـادی»
امروز :
 
نوشته شده توسط : فدایی گل زهرا                                    اللهم عجل لولیک الفرج

بسمه تعالی 

كلاس درس

دانـش «تدبیـر جهـادی»

دانـش «تدبیـر جهـادی»

مقـدمه:

دانش «مدیریت» جدید غربی كه از حدود هشتاد سال قبل ایجاد شده، یك دانش تك‌ساحتیِ حسی و دنیایی است؛ در بُعد نعمت‌های دنیاییِ خداوند حركت می‌كند و بزرگ‌ترین حاصل آن ـ اگر حاصل شود ـ آسایش دنـیاست. برای تعریف مدیریت جهادی و یا به تعبیر علمی‌تر، «تدبیـر جهـادی»، ناچاریم ابتدا دانـش «مدیریت اسلامی» را تعریف كنیم...........



بسمه تعالی 

كلاس درس

دانـش «تدبیـر جهـادی»

دانـش «تدبیـر جهـادی»

مقـدمه:

دانش «مدیریت» جدید غربی كه از حدود هشتاد سال قبل ایجاد شده، یك دانش تك‌ساحتیِ حسی و دنیایی است؛ در بُعد نعمت‌های دنیاییِ خداوند حركت می‌كند و بزرگ‌ترین حاصل آن ـ اگر حاصل شود ـ آسایش دنـیاست. برای تعریف مدیریت جهادی و یا به تعبیر علمی‌تر، «تدبیـر جهـادی»، ناچاریم ابتدا دانـش «مدیریت اسلامی» را تعریف كنیم.

متفكرین بزرگ اسلام، از فارابی تا ملاصدرا و علمای حاضر و اساتید فاضل و صاحب‌نظر دانـشگاه، همگی معتـقدند كه «مدیـریت» در علوم اسلامی،‌ زیرمجموعة حکمت عمـلی در بخش تدبیر مـدُن است. این دانـش، بر خلاف دانـش مدیریت مغرب‌زمین، «دو ساحتی» است و ساحت رحیمیت خداوند را هم پوشش می‌دهد و علاوه بر تأمین دو هدفِ آسایش و آرامش در دنـیا، نـگاه جاودانگی به انسان و اَعمال او دارد.

 

 

در این علم، انسان به صورت یک موجود دو ساحتی شناخته شده که متشکل از «جسم» و غرایز سه‌گانة آن، و «روح و عالم معنی» و هر چه به آن مربوط می‌شود اسـت؛ و در این علـم، هر دو موضوعیت دارنـد.

تعابیری مـانند مدیریت «اسلامی ـ نـظامی» یا به تعبیر علمی‌اش «فرماندهیِ اسلامی»، و مدیریت «اسلامی ـ جهـادی» یا به اصطلاح «مدیریت جهـادی»، به ترتیبی که نمونه‌های واقعی و جدید آن پس از انقلاب اسلامی در کشور ایـران ظهور کرد، از سبـک‌ها و زیرمجموعه‌های این مدیـریت به شمار می‌آیـند.[1]

با توجه به این واقعیات، طبیعی‌ست كه مدیریت اسلامی هم در دو ساحت تعریف شود. بنابراین تعریف مدیریت جهادی بدین‌گونه است كه:

این مدیریت، یک «کالـبد» و یک «روح» دارد؛ كالبد آن با پوشاندن لباس شریعت بر پیکر مدیریت صوری و ظاهریِ دنـیویِ جاری و امروزی حاصل می‌شود، و روح آن، نـیت قلـبیِ ناشی از ایمان مدیـر است؛ که به نـبوت (و ولایت) برمی‌گـردد.[2]

وقتی لباس شریعت بر تن نظام مدیریت صوریِ دنـیوی برود،‌ کالبد و پیکر اسلامی پیدا می‌کند ولی روح نـدارد؛ به وسیلة مـؤمن و غیر مؤمن، قابل حصول است. و آثار مفید وضعیِ ناشی از لباس شریعت، در آن ظاهر می‌شود. ولی با ورود روح به آن، رویه‌های اسلامی ظهور پیدا می‌کند و آثار مافوق آن مانند برکت، نصرت، هدایت و سکینه، به  حرکت نـظام افزوده می‌شود.

به عنوان مقدمه‌ای برای استفاده و بحث توسط دانشجویان، عرض می‌كنم كه با توجه به مبانی و تقسیم‌بندی‌های مطرح در حكمت عملی و كتب فراوانی كه در علوم اسلامی در این باره داریم، دانش مدیریت اسلامی بر سه پـایه و بخش اصلی استوار است؛ این سه پـایه عبارتند از:[3]

1.       مدیریت خـود (مدیریت نـفس)؛

2.       مدیریت خانـواده؛

3.       مدیریت اجتـماع (سازمان‌ها و جامعه).

اگر هر كدام از این پـایه‌ها سست شود، كل بـنای مدیریت شخص ـ در هر مرتبه‌ و مقامی كه باشد ـ متزلزل شـده و گاهی فـرو می‌ریـزد.

مدیـریت جهـادی، یكی از سبك‌های متعالی و برجسته در بین سبك‌های مختلف مدیریت اسـلامی‌ست و تعریف آن، ان‌شاءالله در مجال بـعدی عرض خواهد شد.

حسینعلی عظیمی



[1] در تجربۀ مدیریت‌های رایج شیعه، سبك‌هایی كه بتوان آن‌ها را به عنوان مثال مدیریت حوزوی،‌ هیأتی،‌ سپاهی (نظامی) و جهـادی نامید، در ایـران و برخی کشورهای اسلامی وجود دارد، اما بزرگ‌ترین تجربة معاصر در این زمینه، تجربیات جمهوری اسلامی ایـران است. مع‌الأسف این تجربیات به این علت که همة سران علم مدیریت در دانشگاه‌های ایـران، تربیت‌شدة غـرب بوده و کتب دانشمندان غیر آشنا به اسلام را تدریس می‌کنند، در دانشگاه‌های ایـران مورد توجه،‌ مطالعه، استخراج، تدوین و تدریس قرار نگرفته است. دلیل دیگر، شاید این باشد كه تجربیات مدیریتیِ جمهوری اسلامی، با مبانیِ حكمت عملی در علوم اسلامی مورد مـداقّه قرار نگرفته‌اند.

از نتایج واضح این كوتاهی این است كه: 1- به علـت ناآشناییِ اذهان عمومی و ادبیات رایج كشور با این مفاهیم، همة مدیریت‌های مختلف اسلامی، با یك دیـد و معنای مشابه دیده شده‌اند كه باعث مغالطة آن‌ها با یكدیگر و استفادة نابه‌جا از این كلمات شده است؛ به عنوان مثال، فرماندهان نظامیِ دفاع مقدس را «مدیران جهـادی» می‌نامند در حالی كه بر اساس معنای علمی‌تر، فرماندهان بزرگ شهید ما در سـپاه و ارتش، باید «فرماندهان جهـادی» نامیده شوند نه «مدیـران جهـادی»؛ 2- «مدیریت هیأتی» و مدیریت جهـادی كه از نظر تعریف و موضوع ربطی به هم نـدارند، یكی تصور می‌شوند؛ 3- «مدیـریت حوزوی» كه سبك دیگری از مدیریت اسلامی و با سابقه‌ای چندصد ساله است را با روش علـمی، استخراج، بـررسی، آسیب‌شناسی و تـدوین نكرده‌ایم تا نـكات مثبت آن، در دانشگاه‌ها هم مورد استفاده قرار گیـرد.

[2] رجوع كنید به كتاب «شواهد ربوبیه» نوشتة صدرالمتألهین شیرازی و تألیفات و مقالات دانشمند محترم، جناب آقای دكتر «علیرضا صـدرا».

[3] در ادبیات حكمت متعالیه، حكمت عمـلی، زیرمجموعة حكمت نـظری بـوده و شامل سـه بخشِ اخـلاق، تدبیر منـزل و تدبیر مـدُن می‌بـاشد. به عنوان نمونه به كتاب «اندیشة سیاسیِ خواجه نصیرالدین طـوسی» (مرتضی یوسفی راد ـ مركز مطالعات و تحقیقات اسلامی) رجوع شـود. به خاطر آشناییِ جوانان با كلمة مدیریت، علم اخلاق را در این مقاله «مدیریت نفس» نامیده‌ایم؛ البته جهادگران محترم با موضوع علم اخلاق، تزكیة نفس و سلوك آشنایی دارنـد.




:: مرتبط با: جهاد ,
:: برچسب‌ها: جهاد , هجرت , طرح هجرت , دانش , تدبیر جهادی ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 21 اسفند 1391 | نظرات ()             داغ کن - کلوب دات کام
 
   
ولایت حضرت علی(ع) را یكصدوبیست هزار نفر در غدیر مشاهده كردند و همه آن را پذیرفتند، اما در اولین فرصت، به دلیل بی ایمانی، تمرد كردند و حق را زیر پا گذاشتند. أین مثل مالك؟ ‌أین عمار؟ أین ذوالشهادتین؟ كجاست مثل مالك؟ كجاست عمار؟ كجاست ذوالشهادتین؟ دیرگاهی پیش بود كه صدای گلایه علی (ع) در حد فاصل كوفه و شام برخاست.آن هنگام كه مالك اشتر و عمار و ذوالشهادتین، یعنی یاران صدیق علی (ع) به شهادت رسیده بودند و علی تنها مانده بود. سئوالی كه جوابی در پی نداشت. روزها برآمدند و شبها فرو رفتند. روزگار دیگری آمد. روزی به بلندای روزگار،‌عاشورا!