تبلیغات
تجلی غدیر - وحدت مسلمین
امروز :
 
نوشته شده توسط : فدایی گل زهرا                                    اللهم عجل لولیک الفرج

نقش على علیه السلام در وحدت جامعه

كسى را نمى‏توان یافت كه چون امام على علیه السلام خواهان خیر و صلاح امت بوده باشد؛ چرا كه او همواره بر آن بود تا مسیر تاریخ را در بستر واقعى آن به جریان اندازد. اگر چه مردم در انتخاب و گزینش رهبرى راه خطایى را پیمودند، این چیزى نبود كه امام را وادارد تا تصمیم عجولانه بگیرد؛ زیرا امام به فراست، تبعات جانبى این دگرگونى را دریافته بود . عامه مردم از وجود فرصت طلبان كاملا بى اطلاع بودند، از این رو، هم در انتخاب خلیفه و هم در روش عزل وى اشتباه كردند وشاید در موقعیت و جو آن چنانى، هر كسى جاى آنان مى‏بود همین تصمیم را اتخاذ مى‏كرد؛ زیرا عثمان بارها پیمان بست و نقض پیمان كرد. عثمان به وضوح احساس مى‏كرد كه على علیه السلام خیر و صلاح وى را مى‏خواهد؛ جز این كه اوضاعى كه بر خلیفه حاكم بود، مانع مى‏شد روابط آن دو گرم و دوستانه باشد.

ابن قتیبه مى‏گوید: «روزى عثمان به على علیه السلام گفت: اى ابو الحسن، نمى‏دانم طالب مرگت هستم، یا زندگى تو را خواهانم. به خدا! اگر بمیرى نمى‏خواهم بعد از تو براى دیگران بمانم، زیرا كسى را چون تو نخواهم یافت» (1) .

.............

نقش على علیه السلام در وحدت جامعه

كسى را نمى‏توان یافت كه چون امام على علیه السلام خواهان خیر و صلاح امت بوده باشد؛ چرا كه او همواره بر آن بود تا مسیر تاریخ را در بستر واقعى آن به جریان اندازد. اگر چه مردم در انتخاب و گزینش رهبرى راه خطایى را پیمودند، این چیزى نبود كه امام را وادارد تا تصمیم عجولانه بگیرد؛ زیرا امام به فراست، تبعات جانبى این دگرگونى را دریافته بود . عامه مردم از وجود فرصت طلبان كاملا بى اطلاع بودند، از این رو، هم در انتخاب خلیفه و هم در روش عزل وى اشتباه كردند وشاید در موقعیت و جو آن چنانى، هر كسى جاى آنان مى‏بود همین تصمیم را اتخاذ مى‏كرد؛ زیرا عثمان بارها پیمان بست و نقض پیمان كرد. عثمان به وضوح احساس مى‏كرد كه على علیه السلام خیر و صلاح وى را مى‏خواهد؛ جز این كه اوضاعى كه بر خلیفه حاكم بود، مانع مى‏شد روابط آن دو گرم و دوستانه باشد.

ابن قتیبه مى‏گوید: «روزى عثمان به على علیه السلام گفت: اى ابو الحسن، نمى‏دانم طالب مرگت هستم، یا زندگى تو را خواهانم. به خدا! اگر بمیرى نمى‏خواهم بعد از تو براى دیگران بمانم، زیرا كسى را چون تو نخواهم یافت» (1) .

جرج جرداق مى‏گوید: «در جریان حصر سراى عثمان، فرزندان على علیه السلام حسن وحسین علیهم السلام به دفاع از وى پرداختند؛ این در حالى بود كه بنى امیه پنهانى از وى گریختند و در شام به معاویه پیوستند.» (2) مسعودى مى‏گوید: «علاوه بر فرزندان، كسان خود را نیز فرستاد. (3) »مؤلف الفخرى مى‏گوید: «على علیه السلام در ردیف مدافعان و یاران عثمان بود و عثمان براى دفع مردم از او كمك مى‏خواست واو نیز به دفع آنان قیام كرد. عاقبت چون عثمان را محاصره نمودند على علیه السلام فرزند خود حسن علیه السلام را به یارى او فرستاد كه او جهت دفاع از عثمان سخت كوشید، چندان كه عثمان او را قسم داد كه از دفاع دست بردارد.» (4)

طبرى و این قتیبه آورده‏اند: «چون عثمان در محاصره مخالفین بود، شورشیان آب را بر وى بستند و كسى جرأت نمى‏كرد كه به آنان آب برساند، تا این كه عثمان از پشت بام خانه‏اش از على علیه السلام خواست تا به خانه‏اش آب برساند كه على علیه السلام هم چند مشك آب برایش فرستاد.» (5)

پى‏نوشتها:

.1 الامامة و السیاسة، ج 1، ص .36

.2 على صداى عدالت انسانى، ج 1، ص 218 ـ 219؛ نهایة الارب، ج‏5، صفحه 80

.3 مروج الذهب، ج 1، ص 701 ـ .702

.4 الامامة و السیاسة، ج 1، ص 42؛ نهایة الارب، ج 5، ص 74، به نقل از: تاریخ سیاسى اسلام، ج 1، ص .300

.5 الامامة و السیاسة، ج 1، ص 40؛ تاریخ طبرى، ج 3، (حوادث سال 35) نهایة الارب، ج 5، ص 74

تاریخ ولایت در نیم قرن اول صفحه .112

استاد حسین ذاكر خطیر.

وحدت مسلمین

رسول الله(ص) محور اتحاد

رهبران دینى به خصوص رسول الله(ص) و على(ع) بیشترین تلاش را در ایجاد وحدت و تشكل امت اسلامى داشتند. در زمان رسول الله(ص) حضرت با متشكل ساختن نیروهاى مسلمان موفق شد یك امت واحده و متحد و همسو بسازد. كه كمتر مى‏توان براى آن نمونه یافت. در عهد رسول الله (ص) در میان گروه‏ها و قومیت‏هاى مختلف مانند اوس خزرج و مهاجر و انصار همواره زمینه چالش‏هاى فروان پدید مى‏آمد و چه بسا عرصه‏هاى فتنه را پدیدار مى‏نمود. لیكن رسول الله (ص) با تلاش مدبرانه خویش فتنه‏ها را خاموش مى‏كرد و گرایش‏ها را با هم پیوند مى‏داد .

على(ع) و وحدت

اما زمان على(ع) را به هیچ وجه نمى‏توان با زمان رسول الله(ص) سنجید. اختلاف‏هاى درونى در زمان على(ع) به اوج خود رسیده است. آتش تكاثر فزون طلبى افراد از همه سو على را محاصره كرده است. آتش فتنه‏هاى درونى یكى پس از دیگرى شعله‏ور مى‏شود. فتنه‏هایى كه بنیان اسلام و اساس امت اسلامى را تهدید مى‏نماید. این تدبیر و تحمل على است كه اسلام و امت را از امواج خطرها عبور مى‏دهد و وحدت امت اسلامى را حفظ مى‏نماید و آرمان رسول الله(ص) را در جامعه تحقق مى‏بخشد.

پرخطرترین زمان براى محو نور اسلام و فورپاشى امت اسلامى بعد از رحلت رسول الله(ص) مى‏باشد . زیرا از یك سو زمان زیادى از دوران جاهلیت نگذشته و هنوز رسوبات فرهنگ جاهلى كاملا در ذهن‏ها زدوده نشده است و تعصب‏هاى جاهلى تشكل و حدت امت اسلامى را تهدید و بازگشت به دوران جاهلیت را نمایان مى‏سازد. از سوى دیگر فرصت طلبى و هواخواهى عده‏اى به توان این خطر افزدوه با این كه رسول الله(ص) به امر الهى مسیر رهبرى را مشخص نموده است عده‏اى با تمام توان به میدان آمده‏اند رهبرى را از این مسیر منحرف نموده‏اند. این عده را، در اثر مشتبه شدن موضوع هواخواهان فراوانى حمایت مى‏كنند. على كه شاخص‏ترین فرد شایسته‏ترین انسان در ابعاد گوناگون است ناگه خود را در میان انواع چالش‏ها تنها مى‏بیند در حالى كه میراث خود (رهبرى الهى) را به غارت رفته مشاهده مى‏نماید «ارى تراثى نهبا» (1) آن گونه تنهایى كه فقط اهل بیت او همراهند «فنظرت لیس معین الا اهل بیتى» (2) نگاه كردم تنها اهل بیت خویش را یاور یافتم) مظلومیت تا آن مقدار كه تهاجم بر هدم دردانه رسول الله(ص) فاطمه(س) روى آورده. و «تضافر امتك على هضمها» (3)

در چنین شرایط على تحمل و صبر پیشه مى‏كند حتى كوچكترین قدمى براى تصدى ولایت و رهبرى بر نمى‏دارد زیرا خطر اختلاف اساس امت نوپاى اسلامى را تهدید مى‏كند. على نه تنها قدم تنش زا بر نمى‏دارد بلكه تمام تلاش وى صرف تنش‏زدایى مى‏شود. على با تحمل تلخى و زهر به جان خویش و حدت و یك پارچگى مسلمانان را حفظ مى‏كند. تلخترین زهر را مى‏نوشد و سخت‏ترین شكنجه را تحمل مى‏كند: «صبرت و فى العین قذا و فى الحلق شجا.» على با این شرایط بر ظلمت‏ها و تاریكى‏ها و گمراهى صبر مى‏كند. «او اصبر على طخیة عمیاء» (4)

مردم تازه مسلمان نیاز به انسجام و همگرایى دارند «و الناس حدیثوا عهد الاسلام و الدین» (5) از هر اقدام چالش‏زا دست كشیدم تا مردم از دین بر نگردند، دین محمد از بین نرود. «فامسكت یدى حتى رأیت راجعة الناس قد رجعت عن الاسلام یدعون الى محق دین محمد.» از این خطر هراس داشتم كه اگر با حفظ وحدت به یارى اسلام و مسلمانان نشتابم رخنه‏اى ایجاد شود و مصیبتى پدید آید كه به مراتب خطرش افزون از روگرداندن از رهبرى من باشد «و خشیت ان لم انصر الاسلام و اهله ان ارى فیه ثلما او هدما تكون المصیبة به على اعظم من فوت ولا یتكم» (6) على كه حق رهبرى وى غصب شده است و به همین لحاظ ناهنجارى‏هاى فراوان را در جامعه مشاهده مى‏كند و انواع بى‏عدالتى‏ها را مى‏بیند. و به چشم مى‏بیند كه چگونه معیارها تغییر كرده و از مسیر حق جدا شده است و نابسامانى‏هاى نظام حاكم را مشاهده مى‏نماید. در عین حال از چنان سعه صدر برخوردار است با حفظ وحدت دین و امت را یارى مى‏رساند. در تصمیم‏گیرى‏ها و مشاوره مشاركت مى‏كند. خود را همراه و همراز خلفاء جلوه مى‏دهد. و حتى در نمازها جمعه و جماعات دیگران شركت مى‏كند. (7) زیرا اگر یارى نكند خطر ارتجاع و ارتداد جامعه را تهدید مى‏نماید.

با این كه بیشترین ستم را به على روا داشته‏اند! و حتى حرمت خانه و خانواده وى كه بیت وحى و اهل بیت رسالت مى‏باشند را شكسته‏اند و با این كه صاحب ذوالفقار است و از هیبت و شجاعت و نامش قهرمانان برخود مى‏لرزند لیكن براى حفظ ارزش‏هاى دینى و حرمت امت اسلامى دم برنمى‏آورد زیرا كه از دیدگاه على حفظ وحدت امت اسلامى بر همه چیز مقدم و حتى بر رهبرى الهى وى پیشى مى‏گیرد. این چنین على در رفتار و گفتار به وحدت جامعه مى‏كوشد و اینگونه است كه حریص‏ترین و علاقه‏مندترین فرد بر حراست از وحدت است. در پاسخ معاویه سیاسیت باز كه وى را متهم به ایجاد تفرقه مى‏نمود مى‏فرماید: كسى را پیدا نمى‏كنى كه از من حریص‏تر به اتحاد جامعه اسلامى باشد «و لیس رجل احرص و اعلم على جماعة امت محمد (ص) و الفتها منى. (8) على این گونه با گفتار و رفتار خویش همگراى ایجاد مى‏كند.

پى‏نوشتها:

1)نهج البلاغه، خطبه .3

2)همان خطبه 26 ص .68

3)همان خطبه 202 ص 320، ابن میثم جلد 2 ص .97

4)همان خطبه 3، ص .48

5)نهج البلاغه ابن ابى‏الحدید ج 1 ص .307

6)نهج البلاغه نامه 62 ص .451

7)وسائل الشیعة، ج 5، ص .45

8)نهج البلاغه، نامه 78 ص .466

امام على(ع) الگوى زندگى ص 114

حبیب الله احمدى




:: مرتبط با: امیرالمومنین اسوه وحدت ,
:: برچسب‌ها: وحدت مسلمین , امام علی اسوه وحدت ,
تاریخ انتشار : شنبه 9 تیر 1397 | نظرات ()             داغ کن - کلوب دات کام
 
   
ولایت حضرت علی(ع) را یكصدوبیست هزار نفر در غدیر مشاهده كردند و همه آن را پذیرفتند، اما در اولین فرصت، به دلیل بی ایمانی، تمرد كردند و حق را زیر پا گذاشتند. أین مثل مالك؟ ‌أین عمار؟ أین ذوالشهادتین؟ كجاست مثل مالك؟ كجاست عمار؟ كجاست ذوالشهادتین؟ دیرگاهی پیش بود كه صدای گلایه علی (ع) در حد فاصل كوفه و شام برخاست.آن هنگام كه مالك اشتر و عمار و ذوالشهادتین، یعنی یاران صدیق علی (ع) به شهادت رسیده بودند و علی تنها مانده بود. سئوالی كه جوابی در پی نداشت. روزها برآمدند و شبها فرو رفتند. روزگار دیگری آمد. روزی به بلندای روزگار،‌عاشورا!