تبلیغات
تجلی غدیر - در غدیر خم چه گذشت ؟
امروز :
 
نوشته شده توسط : فدایی گل زهرا                                    اللهم عجل لولیک الفرج
غدیر خمدر كتاب احتجاج طبرسى از امام باقر علیه‏ السلام روایت شده است: «هنگامى كه پیامبر صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله به غدیر خم، كه در سه مایلى جحفه قرار دارد(1)، رسید؛ جبرئیل وقتى كه پنج ساعت از روز گذشته بود بر آن حضرت نازل شد و فرمود: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك» و آن را به انجام این دستور الهى بسیار ترغیب كرد. به دنبال آن پیامبر دستور داد كه پیش‏افتادگان برگردند و عقب‏ ماندگان پیش بیایند و در آن منطقه جمع شوند تا على علیه‏ السلام را به عنوان جانشین خود معرفى كند و آنچه را كه خداوند درباره على علیه‏ السلام نازل كرده است، به آن‏ها ابلاغ كند و خداوند به آن حضرت خبر داده بود كه او را از شر مردم در امان نگه مى‏ دارد.

وقتى كه رسول خدا صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله دستور اجتماع مردم را داد، اوایل كاروان به جحفه رسیده بود كه آن حضرت دستور داد تا بازگردند و افراد در همان جا منتظر ماندند تا دنباله كاروان از راه برسد. به دستور جبرئیل آن حضرت كمى به سمت راست مسیر متمایل شد و در كنار مسجد الغدیر مستقر شد. در آن منطقه درختچه ‏هاى سلمه زیادى بود كه حضرت دستور داد تا زیر این درختچه ‏ها تمیز شود و با سنگ یك مكان مرتفعى ساخته شود تا او روى آن بایستد و بر مردم مشرف باشد.
................

غدیر خمدر كتاب احتجاج طبرسى از امام باقر علیه‏ السلام روایت شده است: «هنگامى كه پیامبر صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله به غدیر خم، كه در سه مایلى جحفه قرار دارد(1)، رسید؛ جبرئیل وقتى كه پنج ساعت از روز گذشته بود بر آن حضرت نازل شد و فرمود: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك» و آن را به انجام این دستور الهى بسیار ترغیب كرد. به دنبال آن پیامبر دستور داد كه پیش‏افتادگان برگردند و عقب‏ ماندگان پیش بیایند و در آن منطقه جمع شوند تا على علیه‏ السلام را به عنوان جانشین خود معرفى كند و آنچه را كه خداوند درباره على علیه‏ السلام نازل كرده است، به آن‏ها ابلاغ كند و خداوند به آن حضرت خبر داده بود كه او را از شر مردم در امان نگه مى‏ دارد.

وقتى كه رسول خدا صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله دستور اجتماع مردم را داد، اوایل كاروان به جحفه رسیده بود كه آن حضرت دستور داد تا بازگردند و افراد در همان جا منتظر ماندند تا دنباله كاروان از راه برسد. به دستور جبرئیل آن حضرت كمى به سمت راست مسیر متمایل شد و در كنار مسجد الغدیر مستقر شد. در آن منطقه درختچه ‏هاى سلمه زیادى بود كه حضرت دستور داد تا زیر این درختچه ‏ها تمیز شود و با سنگ یك مكان مرتفعى ساخته شود تا او روى آن بایستد و بر مردم مشرف باشد.

از همان ابتدا كه پیامبر صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله بر بلندى ایستاد. على علیه‏ السلام هم یك درجه پایین‏ تر از او ایستاده بود تا این‏كه آن حضرت دست خود را بر بازوى على علیه ‏السلام زد و على علیه ‏السلام دست خود را به سوى رسول خدا دراز كرد. آن حضرت دست على علیه ‏السلام را گرفت و بالا كشید به طورى كه هم ردیف رسول خدا شد.»(2)

در البرهان به نقل از زیدبن ارقم نقل شده است: «هنگامى كه شنیدیم رسول خدا اعلام مى‏ كند: من فرستاده خدا هستم، دعوت‏ كننده به سوى خدا را اجابت كنید، به سرعت به سوى آن حضرت رفتیم و دیدیم كه از شدت گرما سر و پاهاى خود را با لباس‏ هایش پوشانده است. آن حضرت دستور داد كه خار و خاشاك‏ هاى زیر درختچه ‏ها را تمیز كنید و پس از آن فرمود كه جهاز شتران و بار و بندیل ‏هاى خودمان را بیاوریم. آن‏ها را آوردیم و روى هم چیدیم و پارچه‏اى روى آن‏ها كشیدیم، آن‏گاه رسول خدا بر بالاى آن ایستاد.»(3)

گرچه این دو خبر تصریح نكرده ‏اند كه این كارها بعد از نماز ظهر بوده است، اما خبرهاى زیادى به این نكته تصریح كرده‏ اند. به طور مثال، سید بن طاووس از كتاب النشر والطى از حذیفه بن یمان روایت مى ‏كند: «رسول خدا صلى‏الله ‏علیه ‏و‏آله به ما رسید و اعلان كرد كه براى نماز جماعت جمع شوید! سپس ابوذر و عمار و مقدار و سلمان را فرا خواند و فرمود كه میان درختچه ‏ها را تمیز كنند و چادرى برپا نمایند. سپس فرمود كه سنگ‏ها را روى هم بچینند و منبرى درست كنند. آن‏ها چنین كردند تا طول منبر به اندازه قامت رسول خدا صلى ‏الله‏ علیه ‏و‏آله رسید و سپس فرمود كه روى آن را با پارچه پوشانند. آن‏گاه بالاى این منبر رفت. او گاهى به راست و گاهى به چپ نگاه مى‏ كرد و منتظر بود كه همه مردم جمع شوند. پس از جمع شدن همه مردم، دست على علیه‏ السلام را هم گرفت و او را بالاى منبر برد. على در سمت راست رسول خدا و یك درجه پایین‏تر از او ایستاد.»(4)

در بشارة المصطفى از براء بن عازب و زید بن ارقم این مطلب را افزوده است كه: ما در روز غدیر كنار رسول خدا صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏آله بودیم و شاخه ‏هاى درخت را بالاى سرش نگه مى‏ داشتیم.(5)
ابن حنبل به نقل از زید بن ارقم افزوده است: آن حضرت دستور داد تا براى نماز جمع شوند و نماز را به جاى آورد و براى در امان ماندن وى از نور خورشید پارچه‏اى را بر درختى انداخته بودند.(6)

پی نوشت ها :

(1) - در معجم البلدان، ج 2، ص 389 آمده است: خم منطقه‏اى بین مكه و مدینه و در نزدیكى جحفه است.
(2) - الاحتجاج، ج 1، ص 70) 76
(3) - البرهان،ج2،ص145 و از او در بحارالانوار، ج 37، ص 152
(4) - الاقبال، ج 2، ص 240) 241 / بحارالانوار، ج 37، ص 149؛ مناقب، ج 3، ص 45
(5) - بشارة‏المصطفى، ص 166، چنان‏كه در بحارالانوار، ج 37، ص 168 و 223 آمده است و العمده تألیف ابن بطریق حلى، ص 92 به نقل از مسند احمد، ج 4، ص 281
(6) - بحارالانوار، ج 37، ص 183 به نقل از ابن حنبل. در این فصل بیش از ده خبر آورده شده و در آنها آمده است كه خطبه بعد از نماز ظهر ایراد شده است كه مى‏توان به صفحه‏هاى 119، 121، 139، 149، 154، 159، 191، 189، 204 مراجعه كرد.
منبع:کتاب از مدینه تا غدیر



:: مرتبط با: غدیر خم , داستان های غدیر , علی (ع) از هجرت تا غدیر ,
:: برچسب‌ها: غدیر خم , غدیر , منطقه غدیر خم , در غدیر خم چه گذشت , یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك ,
تاریخ انتشار : پنجشنبه 19 شهریور 1394 | نظرات ()             داغ کن - کلوب دات کام
 
   
ولایت حضرت علی(ع) را یكصدوبیست هزار نفر در غدیر مشاهده كردند و همه آن را پذیرفتند، اما در اولین فرصت، به دلیل بی ایمانی، تمرد كردند و حق را زیر پا گذاشتند. أین مثل مالك؟ ‌أین عمار؟ أین ذوالشهادتین؟ كجاست مثل مالك؟ كجاست عمار؟ كجاست ذوالشهادتین؟ دیرگاهی پیش بود كه صدای گلایه علی (ع) در حد فاصل كوفه و شام برخاست.آن هنگام كه مالك اشتر و عمار و ذوالشهادتین، یعنی یاران صدیق علی (ع) به شهادت رسیده بودند و علی تنها مانده بود. سئوالی كه جوابی در پی نداشت. روزها برآمدند و شبها فرو رفتند. روزگار دیگری آمد. روزی به بلندای روزگار،‌عاشورا!