تبلیغات
تجلی غدیر - تقواى عملى از دیدگاه پیشواى متقیان على (علیه السلام)
امروز :
 
نوشته شده توسط : فدایی گل زهرا                                    اللهم عجل لولیک الفرج

1 - گفتار: گفتارشان راست و سنجیده است.

2 - لباس: در لباس، معتدل و میانه رو هستند.

3 - مشى: در روش زندگى و در راه رفتن فروتن و متواضع‏اند.

4 - تقواى چشم: چشمان خویش را از آنچه خداوند بر آنها حرام نموده پوشیده‏اند.

5 - تقواى گوش: گوشهاى خود را وقف شنیدن دانش سودمند ساخته‏اند.

6 - ثبات نفس: در بلا و آسایش حالشان یكسان است.

7 - اشتیاق به لقاء الله: اگر روز مرگشان معین نبود، از شوق ثواب و خوف عقاب، روح آنان حتى براى لحظه‏اى هم در كالبدشان قرار نمى‏یافت.

8 - توجه به عظمت خالق: بزرگى و هیبت الهى، دل آنان را فرا گرفته است.

9 - كوچك دیدن مخلوق: خالق در دل آنان بزرگ و غیر خالق در دیدگانشان كوچك است.

10 - مشاهده بهشت: آنان چون كسى هستند كه بهشت الهى را دیده و در آن متنعم است.

11 - مشاهده جهنم: و نیز مانند كسى است كه آتش جهنم را مشاهده كرده و در آن معذّب است.

1 - گفتار: گفتارشان راست و سنجیده است.

2 - لباس: در لباس، معتدل و میانه رو هستند.

3 - مشى: در روش زندگى و در راه رفتن فروتن و متواضع‏اند.

4 - تقواى چشم: چشمان خویش را از آنچه خداوند بر آنها حرام نموده پوشیده‏اند.

5 - تقواى گوش: گوشهاى خود را وقف شنیدن دانش سودمند ساخته‏اند.

6 - ثبات نفس: در بلا و آسایش حالشان یكسان است.

7 - اشتیاق به لقاء الله: اگر روز مرگشان معین نبود، از شوق ثواب و خوف عقاب، روح آنان حتى براى لحظه‏اى هم در كالبدشان قرار نمى‏یافت.

8 - توجه به عظمت خالق: بزرگى و هیبت الهى، دل آنان را فرا گرفته است.

9 - كوچك دیدن مخلوق: خالق در دل آنان بزرگ و غیر خالق در دیدگانشان كوچك است.

10 - مشاهده بهشت: آنان چون كسى هستند كه بهشت الهى را دیده و در آن متنعم است.

11 - مشاهده جهنم: و نیز مانند كسى است كه آتش جهنم را مشاهده كرده و در آن معذّب است.

12 - غم دل: قلبهایشان اندوهگین است (غمهاى آنان در دلشان است)

13 - بى آزارى: دیگران از شرشان در امانند.

14 - تناسب جسم: اندامشان نحیف و لاغر است.

15 - كوچكى حاجات: حاجاتشان كوچك و اندك است.

16 - عفت نفس: روح و نفسشان پاك و عفیف است.

17 - صبر: با صبر و استقامت در این چند روزه دنیا، به راحتى و آسایش ابدى دست یافتند. آنها در شداید و گرفتارى‏ها بردبار و صبورند.

18 - عدم دلبستگى به دنیا: در برابر جلوه‏گریها و فریبهاى دنیا مقاومت كرده و بدان پشت نمودند و به اسارت آن در نیامدند.

19 - شب زنده دارى: در شب همواره بر پا ایستاده‏اند.

20 - قرائت و ترتیل قرآن: قرآن را با شمردگى و تدبیر قرائت مى‏كنند.

21 - درمان با قرآن: جان خویش را با قرآن محزون ساخته و درمان دردهاى خود را از آن مى‏گیرند.

22 - تحقق قرآن در خویش: هرگاه به آیه رحمت و تشویق برسند با طمع و اشتیاق تمام بدان روى آورند و آنرا نصب العین خود سازند و هرگاه به آیه عذاب و خوف رسند گوش خویش را براى شنیدن آن باز مى‏كنند، و صداى ناله و به هم خوردن زبانه‏هاى آتش مهیب و هولناك جهنم در گوششان طنین انداز است.

23 - در خواست نجات: با ركوع و سجود و به خاك افتادن در دل شب، از خداوند درخواست رهایى از عذاب و آتش مى‏نمایند.

24 - حلم: در روز بردبارانى دانا و نیكوكارانى پرهیزكارند. عملشان با حلم توأم است.

25 - علم: با آگاهى و علم و معرفت عمل مى‏كنند. در كسب دانش حریصند.

26 - تأثیر عجیب خوف خدا: ترس و خوف از خدا آنها را همچون چوبه تیرى لاغر ساخته چنانكه دیگران آنان را بیمار و بى‏خبران ایشان را دیوانه مى‏پندارند، در حالى كه بیمار نبوده، بلكه اندیشه‏اى بس بزرگ آنان را بدین وضع در آورده است.

27 - اعمال: اعمال زیاد خود را به چیزى نشمرده و از اعمال قلیل خویش راضى نیستند، اعمال نیك را انجام مى‏دهند اما باز هم ترسانند.

28 - خود كوچك بینى: همواره خود را (در پیشگاه خداوند) متهم و مقصر مى‏بینند.

29 - در برابر مدح دیگران: در برابر مدح و ستایش دیگران به هراس افتاده و در مقام مناجات عرضه مى‏دارند: من از دیگران نسبت به خودم آگاهترم، و پروردگارم به من از خودم آگاهتر است. خدایا مرا به آنچه به من نسبت مى‏دهند مؤاخذه مفرما و از آنچه درباره من تصور مى‏كنند برترم قرار داده و گناهانى را كه نمى‏دانند بیامرز.

30 - دین: در دین خدا نیرومندند. دین خود را محفوظ نگاه مى‏دارند.

31 - اخلاق: نرم خوى و دوراندیشند.

32 - ایمان: با ایمانى مملو از یقین‏اند.

33 - میانه روى: در حال غنى، میانه رو هستند.

34 - عبادت: در عبادت خاشعند. قلبشان با خشوع است.

35 - آراستگى: در عین تهیدستى آراسته‏اند.

36 - صبر: در سختى صبورند.

37 - كسب: طالب (كسب و روزى) حلال‏اند.

38 - طمع: از آز و طمع بدورند.

39 - نشاط: در طریق هدایت با نشاط و چالاكند.

40 - كارهاى شایسته: حتى از كارهاى شایسته خود بیمناكند (مبادا پذیرفته نشود).

41 - یاد خدا: شبشان به سپاسگزارى و روزشان به یاد خدا مى‏گذرد.

42 - خواب و بیدارى: با خوف مى‏خوابند و شادمان برمى‏خیزند. ترسشان از غفلت و سرورشان به خاطر فضل و رحمت الهى است كه به آن عطا شده است.

43 - مهار و تأدیب نفس: هرگاه نفس او در انجام وظایفى كه خوش ندارد سركشى كند، او هم از آنچه دوست دارد محرومش مى‏سازد.

44 - تعالى روح و علو همت: روشنى چشمش در چیزى است كه زوال در آن راه ندارد (خدا و آخرت)

45 - زهد: بى‏علاقگى و زهدش در چیزى است كه باقى نمى‏ماند (دنیا و غیر خدا)

46 - صدق گفتار و كردار: علم و حلم را به هم آمیخته و گفتار را با كردار هماهنگ ساخته است.

47 - آرزو: آرزوهایش كوتاه و نزدیك است.

48 - لغزش: لغزشش كم است.

49 - خشوع: جانش خاشع و ترسان است.

50 - قناعت: نفسش قانع است.

51 - خوراك: خوراكش اندك است.

52 - آسانى امور: امورش آسان (و بدون زحمت و اذیت) است.

53 - نگاهبان دین: نگاهبان دین خویش است.

54 - در برابر خشم و شهوت: شهوتش مرده (و آن را سركوب كرده). و خشمش را فرو خورده است.

55 - محل امید: همگان به خیرش امیدوارند.

56 - یاد خدا: اگر در میان غافلان باشد از ذاكران (خدا) محسوب شده، و اگر در میان ذاكران باشد از غافلان به حساب نمى‏آید.

57 - عفو: كسى را كه به او ظلم كرده (و پشیمان شده) مى‏بخشد.

58 - عطا: به آنكس كه او را محروم ساخته عطا مى‏كند.

59 - پیوستن: به آنكس كه پیوندش را قطع نموده مى‏پیوندند.

60 - خوش زبانى و عفت كلام: گفتارش نرم است. از گفته‏هاى زشت و ناسزا بركنار است. مردم را به نامهاى زشت نمى‏خوانند.

61 - تنزه از بدى: زشتى و بدى از او آشكار نمى‏گردد. نیكیهایش هویدا و عیان است.

62 - شكر نعمت: در موقع نعمت و آسایش سپاسگزار است.

63 - دورى از ظلم: نسبت به كسى كه دشمنى دارد، ظلم روا نمى‏دارد. به خاطر دوستى با كسى مرتكب گناه نمى‏شود.

64 - اعتراف به حق: قبل از اینكه شاهد و گواهى بر ضدش اقامه شود، خود به حق اعتراف مى‏كند.

65 - امانت: آنچه را به او سپرده‏اند ضایع نمى‏سازد.

66 - اهمیت موعظه: آنچه را به او تذكر داده‏اند به فراموشى نمى‏سپارد.

67 - دورى از القاب زشت: دیگران را با القاب زشت نام نمى‏برد.

68 - رعایت به حقوق همسایگان: به همسایگان زیان نمى‏رسانند.

69 - شماتت نمى‏كند: مصیبت زده را شماتت نمى‏كنند.

70 - دورى از باطل: در محیط و امر باطل وارد نمى‏شود.

71 - همگامى با حق: هیچگاه از دایره حق فراتر نمى‏روند.

72 - سكوت: اگر سكوت كند، سكوتش او را مغموم نمى‏سازد.

73 - سختى براى آسایش دیگران: خود را در سختى قرار مى‏دهد، اما دیگران از جانب او در آسایش‏اند.

74 - خندیدن: اگر بخندد صدایش به قهقهه بلند نمى‏گردد.

75 - شكیبایى: هرگاه بر او ستم شود شكیبایى مى‏كند تا خداوند انتقام او را بگیرد.

76 - سختى براى آخرت: خویش را براى آخرت به زحمت مى‏اندازد و دیگران را در راحتى قرار مى‏دهد.

77 - حفظ مرز دوستى: دورى كردنش از دیگران از روى كبر نیست و اگر كناره‏گیرى كند براى پاك ماندن است. نزدیكیش به كسى به خاطر مكر و خدعه نیست. و در معاشرت با نرمى و مهربانى رفتار مى‏كند.




:: مرتبط با: امیرالمومنین اسوه وحدت , اسلام ,
:: برچسب‌ها: تقواى عملى از دیدگاه پیشواى متقیان على (علیه السلام) , امام علی , تقوا , سیره عملی ,
تاریخ انتشار : جمعه 20 شهریور 1394 | نظرات ()             داغ کن - کلوب دات کام
 
   
ولایت حضرت علی(ع) را یكصدوبیست هزار نفر در غدیر مشاهده كردند و همه آن را پذیرفتند، اما در اولین فرصت، به دلیل بی ایمانی، تمرد كردند و حق را زیر پا گذاشتند. أین مثل مالك؟ ‌أین عمار؟ أین ذوالشهادتین؟ كجاست مثل مالك؟ كجاست عمار؟ كجاست ذوالشهادتین؟ دیرگاهی پیش بود كه صدای گلایه علی (ع) در حد فاصل كوفه و شام برخاست.آن هنگام كه مالك اشتر و عمار و ذوالشهادتین، یعنی یاران صدیق علی (ع) به شهادت رسیده بودند و علی تنها مانده بود. سئوالی كه جوابی در پی نداشت. روزها برآمدند و شبها فرو رفتند. روزگار دیگری آمد. روزی به بلندای روزگار،‌عاشورا!