تبلیغات
تجلی غدیر - ریشه‏ كن شدن مظلومیت غدیر در عصر ظهور
امروز :
 
نوشته شده توسط : فدایی گل زهرا                                    اللهم عجل لولیک الفرج

امامت بزرگ‏ترین فریضه عصر ظهور

 چیست آن فرائض كه در زمان حجة بن الحسن‏ علیه السلام تجدید مى‏ شود؟ آیا نماز و روزه و حج و جهاد است؟ گرچه با این كلام مى‏ توان تمام اینها را از مصادیق فرائض الهى محسوب كرد، ولى اساس آن فرائض چیزى جز امامت نیست؛ همان فریضه‏اى كه در موردش خداوند متعال به پیامبر مى‏ فرماید: «یا اَیُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیكَ مِن رَبِّكَ وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ»(511): «اى پیامبر، آنچه را كه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده به مردم ابلاغ كن، كه اگر چنین نكنى رسالت الهى را به انجام نرسانده ‏اى».
 به راستى اگر نماز و روزه را جزء فرائض حساب كنیم، بى ‏انصافى است كه ولایت و امامت كه ركن ركین اسلام است را از دائره بزرگترین فرائض الهى خارج كنیم، چرا كه پیامبرصلى الله علیه وآله فرمودند: «على جان! اگر كسى به اندازه عمر نوح بندگى خدا كند و به اندازه كوه احد طلا و جواهر در راه خدا انفاق كند، و آن قدر عمرش طولانى شود كه هزار سفر به حج مشرف شود، و آخر عمر هم بین صفا و مروه مظلومانه كشته شود، ولى ولایت تو را نداشته باشد، بوى بهشت به مشامش نمى ‏رسد و داخل بهشت نخواهد شد...
غدیر

چكیده‏

 1 . با دقت در وقایع عصر ظهور به این نتیجه مى ‏رسیم كه تجلّى واقعى و كامل غدیر تنها در عصر ظهور است.
 2 . «اَینَ المُدَّخَرُ لِتَجدیدِ الفَرائِضِ وَ السُّنَنِ»، یعنى اوجب واجبات امامت است كه با ظهور امام زمان‏ علیه السلام محقق مى ‏شود.
 3 . امام زمان‏ علیه السلام در زمان ظهور مردم را متوجه فراموشى و از دست دادن غدیر مى ‏فرماید.
 4 . در ظهور ریشه ظلم و ظالم كنده مى ‏شود، در حالى كه ظالم‏تر از غاصبین ولایت وجود ندارد.
 5 . اگر غدیر به گوش جهانیان میرسید كافر و مشركى نبود، و این قدر تفرقه بین مسلمین نبود.
 6 . در عصر ظهور به مظلومیت مظلومترین افراد یعنى امیرالمؤمنین‏ علیه السلام خاتمه داده مى ‏شود.
 با دقت در وقایع عصر ظهور به این نتیجه مى ‏رسیم كه تجلّى واقعى و كامل غدیر تنها در عصر ظهور است؛ چرا كه در وصف صاحبِ عصر ظهور و منجى آخرالزمان در دعاى ندبه مى ‏خوانیم: «اَینَ المُدَّخَرُ لِتَجدیدِ الفَرائِضِ وَ السُنَن»: «كجاست ذخیره شده براى تجدید فرایض و سنّت‏ها»؟

 

امامت بزرگ‏ترین فریضه عصر ظهور

 چیست آن فرائض كه در زمان حجة بن الحسن‏ علیه السلام تجدید مى‏ شود؟ آیا نماز و روزه و حج و جهاد است؟ گرچه با این كلام مى‏ توان تمام اینها را از مصادیق فرائض الهى محسوب كرد، ولى اساس آن فرائض چیزى جز امامت نیست؛ همان فریضه‏اى كه در موردش خداوند متعال به پیامبر مى‏ فرماید: «یا اَیُّهَا الرَّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیكَ مِن رَبِّكَ وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ»(511): «اى پیامبر، آنچه را كه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده به مردم ابلاغ كن، كه اگر چنین نكنى رسالت الهى را به انجام نرسانده ‏اى».
 به راستى اگر نماز و روزه را جزء فرائض حساب كنیم، بى ‏انصافى است كه ولایت و امامت كه ركن ركین اسلام است را از دائره بزرگترین فرائض الهى خارج كنیم، چرا كه پیامبرصلى الله علیه وآله فرمودند: «على جان! اگر كسى به اندازه عمر نوح بندگى خدا كند و به اندازه كوه احد طلا و جواهر در راه خدا انفاق كند، و آن قدر عمرش طولانى شود كه هزار سفر به حج مشرف شود، و آخر عمر هم بین صفا و مروه مظلومانه كشته شود، ولى ولایت تو را نداشته باشد، بوى بهشت به مشامش نمى ‏رسد و داخل بهشت نخواهد شد».(512)

 

تجلى امامت در عصر ظهور

 باید به منكرین ولایت گفته شود: اگر در نامه اعمالتان عبادتى همچون عبادت حضرت نوح‏ علیه السلام باشد، هم از جهت كمیّت و هم از جهت كیفیّت، یعنى 2500 سال عبادت همراه با اخلاص و زحمت جهت هدایت مردم به سمت خدا و ابلاغ رسالت؛ و اگر در نامه اعمالتان انفاق بسیار باشد كه از قطع وابستگى به دنیا نشأت گرفته است؛ و اگر در نامه اعمالتان حج و عمره بسیار است، همان حج و عمره‏اى كه با هر طوافش دریایى از گناهان محو مى ‏شود؛ و اگر در نامه اعمالتان ثواب شهید و شهادت در راه خداست، همان شهادتى كه خداوند متعال در وصف آن مى ‏فرماید: «وَ لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فى سَبیلِ اللَّهِ اَمواتاً بَل اَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ»(513): «هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شدند مردگانند! بلكه آنان زنده ‏اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى ‏شوند»، با این همه اگر نامه اعمال از ولایت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام خالى باشد، باید از بهشت و نعمت آن چشم بپوشد؛ چرا كه منكر ولایت بوى بهشت را استشمام نخواهد كرد.
 حال سؤال اینجاست كه اگر فریضه امامت اشرف فرائض است، آیا در عصر ظهور تجلّى و ظهور و بروز نمى‏ یابد؟!
 لذا باید گفت: خدایا! فرج تجدید كننده امامت و ولایت را برسان! همان كه زنده كننده غدیر و پیامش و زنده كننده نام امیرالمؤمنین‏ علیه السلام است. اما به راستى آیا فریضه‏ اى مهم‏ تر و با عظمت‏تر از ولایت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام وجود دارد، كه زنده كننده فرائض الهى آن را زنده كند؟!
 در جواب این پرسش باید گفت: خیر! چرا كه خوارزمى در مناقبش مى ‏نویسد: پیامبر اكرم‏ صلى الله علیه وآله فرمود:
 و لا یَقبَلُ اللَّهُ ایمانَ عَبدٍ اِلاّ بِوِلایَتِهِ وَ البَرائَةِ مِن اَعدائِهِ.(514)
 خدا عمل و ایمان هیچ بنده‏اى را قبول نمى ‏كند مگر به ولایت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام و بیزارى از دشمنان آن حضرت.
 پس بدون امامت نه توحید ارزشى دارد و نه عقیده به نبوّت، چه رسد به فروع دین مانند خمس و زكات و جهاد.

 

تجدید فرائض در عصر ظهور

باید پرسید: آیا به غیر از زمان حضرت حجت‏ علیه السلام فرائض الهى تجدید مى ‏شود؟ فریضه مهمِ اطاعت از رسول خدا و اولى الامر او كه خداوند درباره ‏اش مى‏ فرماید: «یا  اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا اَطیعوا اللَّهَ وَ اَطیعوا الرَّسولَ وَ اولِى الاَمرِ مِنكُم»(515): «اى كسانى كه ایمان آورده‏ اید! اطاعت كنید خدا را و اطاعت كنید پیامبر خدا و اولو الامر را»!
اگر تا به حال مردم خود را در پوشش اطاعت از رسول خداصلى الله علیه وآله مؤمن معرفى كرده و از اطاعت اولى الامر سرباز زدند، باید بدانند تخلف از اولى الامر تخلف از خداوند و رسول خداست؛ و این آگاهى و بیدارى تنها در زمان ظهور حجت بن الحسن‏ علیه السلام صورت مى ‏گیرد، و آن حضرت مردمِ غفلت زده را متوجه واجب ترك شده مى ‏كند و پیام فراموش شده غدیر را به یادشان مى ‏آورد؛ و تفسیر واقعى و درست آیات الهى را بیان مى‏ كند و مردم را با اولى الامرِ واقعى آشنا مى ‏نماید و دستورات فوت شده الهى را احیاء مى ‏كند؛ و اطاعت واقعى از رسول خداصلى الله علیه وآله را به یاد آنها مى ‏اندازد؛ چرا كه اطاعت از رسول خداصلى الله علیه وآله در پیروى از امیرالمؤمنین‏ علیه السلام است؛ همان اطاعتى كه در غدیر خم بر آن از مردم پیمان گرفت.

 

حدیث ثقلین در عصر ظهور

 آیا مدعیان دروغین اطاعت از رسول خداصلى الله علیه وآله حدیث ثقلین را به یاد نمى ‏آورند؟ باید گفت: آنها در عوض اطاعت از اهل بیت رسول خداصلى الله علیه وآله شعار «حَسبُنا كِتابُ اللَّهِ» را سر دادند و مردم را از پیروىِ اهل بیت پیامبرصلى الله علیه وآله باز داشتند.
 پس باید گفت: خدایا! ظهور احیاء كننده غدیر را برسان؛ همان كسى كه با آمدنش غدیر و پیامش رنگ تازه‏اى به خود میگیرد. «اَینَ المُعَدُّ لِقَطعِ دابِرِ الظَّلَمَةِ»: «كجاست آنكه براى بركندن ریشه ظالمان و ستمگران عالم مهیّا گردیده است».
 آرى، تنها اوست كه با آمدنش ریشه ظلم و ظالم كنده خواهد شد. اگر پرسیده شود كه آیا ظالمتر از غاصبین ولایت در این عالم وجود دارد؟ باید گفت: خیر؛ چرا كه غصب ولایت و خلافت امیرالمؤمنین ‏علیه السلام اساس ظلم و تعدّى است و تمام اقسام ظلم در وجود غاصبین خلافت وجود دارد.
 اگر خداوند متعال شرك را ظلم بزرگى معرفى مى ‏كند و می‏فرماید: «اِنَّ الشِّركَ لَظُلمٌ عَظیمٌ»(516): «شرك ظلم بزرگى است»؛ باید گفت: آنها كه منكر ولایت و وصایت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام شده و غدیر و پیامش را از ناحیه خداوند متعال ندانسته و در مقابل حضرت على‏ علیه السلام جبهه گرفتند، مبتلا به شرك در اطاعت شدند و خود را در زمره ظالمین قرار دادند؛ همان ظلمى كه در زمان ظهور به آن رسیدگى شده و ریشه آن قطع مى‏گردد.

 

مجازات ظالمین به امامت در عصر ظهور

 اگر خداوند متعال تعدى به مردم را ظلم می‏داند و مى ‏فرماید: «اِنَّمَا السَّبیلُ عَلَى الَّذینَ یَظلِمونَ النّاسَ وَ یَبغونَ فِى الاَرضِ بِغَیرِ الحَقِّ اولئِكَ لَهُم عَذابٌ اَلیمٌ»(517): «مجازات بر كسانى مجاز است كه به مردم ظلم و ستم مى ‏كنند و در زمین به ناحقّ ظلم روا مى ‏دارند؛ براى آنان عذاب دردناكى است»؛ باید گفت: آیا آنان كه ریسمان به گردن ولى اللَّه انداختند و خلافت او را غصب كردند ظالم نیستند؟ و آیا این ظلم رسیدگى نمى ‏شود و حق مظلوم به او برگردانده نمى ‏شود؟
 بله، همانا اوست كه در زمان ظهورش غاصبین خلافت را از قبرهایشان بیرون مى‏ كشد و آنها را وسیله امتحان افرادى قرار مى ‏دهد و مردم را امر به بیزارى از آنها مى ‏كند، و سپس آنها را به دار مى‏ آویزاند و بدن پلیدشان را مى ‏سوزاند و خاكسترش را به دریا مى ‏دهد؛ چرا كه در حقیقت بنیانگذاران ظلم و تعدى همان‏ها بودند؛ همان ظالمانى‏ كه به غدیر پیامبرصلى الله علیه وآله و داماد و وصى او تعدّى كردند.
 آیا ظلمى بالاتر از اینكه مردمى را كه طالب فیض هدایت بودند از سرچشمه فیض بى ‏بهره كردند؟ آیا ظلمى بالاتر از اینكه مردم را از عالم‏ترین و معصوم‏ ترین فرد زمین دور كردند و آنها را در ضلالت قرار دادند؟
 غاصبین ولایت در زمان ظهور باید هم جواب گوى حقّ غصب شده امام و مولایمان امیرالمؤمنین‏ علیه السلام باشند و هم جواب گوى مردمى كه طالب نور ولایت بودند، ولى به دست راه زنان راه از این نعمت محروم شدند. اگر غدیر و پیامش به گوش تمام مردم جهان مى ‏رسید دیگر كافر و مشركى وجود نداشت، و در اسلام نیز این قدر اختلاف و تفرقه بین مسلمانان نبود، تا به وسیله این تفرقه دشمنان اسلام و مسلمین هر روز با حیله و مكرى جدید آنها را مورد استعمار قرار دهند.

 

انتقام مظلوم‏ ترین مظلوم در عصر ظهور

 اما از همه مهم‏تر این كه در عصر ظهور به مظلومیتِ مظلوم‏ترین فرد عالم خاتمه داده مى‏ شود. آیا مظلومیت از این بالاتر كه اول مسلمان و ایمان آورنده به رسول خداصلى الله علیه وآله و عالم‏ترین فرد بعد از رسول خداصلى الله علیه وآله و معصوم‏ترین شخص شجاع‏ترین، سخى‏ ترین، عابدترین و زاهدترین فرد عالم 25 سال خانه نشین شود و مردم نسبت ارتداد به او دهند و حتى جواب سلام او را ندهند؟
 آیا مظلومیّتى از این بالاتر كه همان‏ها كه در روز غدیر خم گفتند: «بَخٍ بَخٍ لَكَ یَابنَ اَبى ‏طالِبٍ»(518) درب خانه او جمع شدند و خانه او را آتش زدند و همسر او را ما بین در و دیوار قرار دادند؟
 آیا مظلومیتى از این بالاتر كه خطبه غدیرى كه 120 هزار نفر شاهد عینى و سمعى او بودند، به فراموشى سپرده شده و صاحب آن با بى ‏توجهى مردم مواجه شود؟
 آرى! در عصر ظهور ابتدا به مظلومیت حضرت على ‏علیه السلام رسیدگى مى‏ شود، و غدیر و پیامش كه همان امامت و خلافت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام است، احیاء مى‏ شود و بنیانگذاران این ظلم و تابعین آنها مورد مؤاخذه واقع مى ‏شوند و جاهلین از آنها بیدار مى ‏شوند و از كرده خود توبه مى ‏نمایند، و دوستى على‏ علیه السلام و آل  او را سرلوحه فكر و عمل خویش قرار مى‏ دهند.

 

انتقام از غاصبین خلافت در عصر ظهور

 اگر خداوند متعال تعدى از حدود الهى را ظلم مى‏ داند و مى‏ فرماید: «وَ مَن یَتَعَدَّ حُدودَ اللَّهِ فَقَد ظَلَمَ نَفسَهُ»(519): «هر كس از حدود الهى تجاوز كند بر خودش ظلم كرده است». آیا تخلف از دستور رسول اللَّه و امیرالمؤمنین‏ علیهما السلام تجاوز از حدود الهى و ظلم نیست؟! مگر خداوند متعال مؤمنین را امر به اطاعت خود و رسول و اولى الامرش ننموده است؟ مگر نفرموده: «یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا اَطیعوا اللَّهَ وَ اَطیعوا الرَّسولَ وَ اولِى الاَمرِ مِنكُم»؟(520) مگر پیامبر اكرم‏ صلى الله علیه وآله  -  كه طبق صریح آیه اطاعت از او واجب است  -  در روز غدیر امر به امامت و خلافت امیرالمؤمنین‏ علیه السلام نفرموده اند. همان غدیر خمى كه 89 نفر از علماى اهل تسنن آن را نقل كرده ‏اند و آن را قطعى دانسته و تخلف از آن را جایز ندانسته‏ اند.
 مگر خداوند نفرموده: «قُل لا اَسئَلُكُم عَلَیهِ اَجراً اِلاَّ المَوَدَّةَ فِى القُربى‏»؟(521) پس چرا از حدود الهى تجاوز كردند؟ چرا به واسطه دشمنى با حضرت على ‏علیه السلام خلافت او را غصب كردند و ریسمان بر گردن او انداختند و او را به مسجد كشاندند؟
 مگر خداوند متعال نفرموده: «اِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسولُهُ وَ الَّذینَ آمَنوا الَّذینَ یُقیمونَ الصَّلاةَ وَ یُؤتونَ الزَّكاةَ وَ هُم راكِعونَ»؟(522) پس چرا ولىّ اللَّه را رها كردند و تابع مشركین و كافرانى شدند كه به لات و عزى قسم یاد كردند كه لحظه ‏اى به محمدصلى الله علیه وآله ایمان نیاوردیم!!
 مگر رسول خداصلى الله علیه وآله نفرمودند: «مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلِىٌّ مَولاهُ»(523): «هر كس كه من مولاى اویم على مولاى اوست»؟ پس چرا تعدّى كردند؟ آرى؛ غاصبین ولایت و پیروان آنها همه در دسته ظالمین هستند، كه در عصر ظهور به حساب آنها رسیدگى شده و حقّ غصب شده به صاحب حقّ برگردانده مى ‏شود.
 پس صبح و شام براى آمدن آن منجى دعا كنیم و با اشك هاى ریزان بگوییم: «اللهم عجّل لولیك الفرج»؛ چرا كه تنها در زمان حكومت اوست كه حقّ غصب شده مولایمان به او برگردانده مى شود و نام مباركش در محل ولادتش و در تمام جهان بر مأذنه ها برده مى ‏شود. تنها در زمان ظهور منجى آخرالزمان است كه لبخند خوشحالى بر لبان امیرالمؤمنین‏ علیه السلام و همسر با وفا و مظلومه‏ اش مینشیند. پس اگر منتظر آمدن آن عصر و زمانى، با قلب و لسان و عمل بگو: «اللهم عجّل لولیّك الفرج».

 

منابع و مآخذ

 1 . قرآن كریم.
 2 . ارشاد القلوب، دیلمى، مترجم: سید عبدالحسین رضایى، ناشر اسلامیه، چاپ سوم، 1377ش.
 3 . بحار الانوار، علامه محمدتقى مجلسى، ناشر اسلامیه، سال چاپ مختلف، چاپ مكرر.
 4 . ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق، مترجم: صادق حسن زاده، انتشارات ارمغان طوبى، چاپ اول، سال 1382ش.
 5 . فضائل الخمسة من الصّحاح الستّة، سید مرتضى فیروزآبادى، ناشر اسلامیه، چاپ دوم، 1392ق.
 6 . الطرائف، سید بن طاووس، ترجمه داوود الهامى، نشر نوید اسلام، چاپ دوم، 1374 ش.
 7 . مناقب امام على بن ابى ‏طالب‏ علیه السلام، ابن مغازلى شافعى، ناشر دارالاضواء، بیروت، چاپ سوم، 1424ق.
 8 . شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، حاكم حسكانى، موسسه طبع و نشر، چاپ اول، 1411 ق.




:: مرتبط با: غدیر خم ,
:: برچسب‌ها: عصرظهور , مهدویت , غدیر , تجلی غدیر ,
تاریخ انتشار : شنبه 4 مهر 1394 | نظرات ()             داغ کن - کلوب دات کام
 
   
ولایت حضرت علی(ع) را یكصدوبیست هزار نفر در غدیر مشاهده كردند و همه آن را پذیرفتند، اما در اولین فرصت، به دلیل بی ایمانی، تمرد كردند و حق را زیر پا گذاشتند. أین مثل مالك؟ ‌أین عمار؟ أین ذوالشهادتین؟ كجاست مثل مالك؟ كجاست عمار؟ كجاست ذوالشهادتین؟ دیرگاهی پیش بود كه صدای گلایه علی (ع) در حد فاصل كوفه و شام برخاست.آن هنگام كه مالك اشتر و عمار و ذوالشهادتین، یعنی یاران صدیق علی (ع) به شهادت رسیده بودند و علی تنها مانده بود. سئوالی كه جوابی در پی نداشت. روزها برآمدند و شبها فرو رفتند. روزگار دیگری آمد. روزی به بلندای روزگار،‌عاشورا!