تبلیغات
تجلی غدیر - تفسیر سوره 3 مائده
امروز :
 
نوشته شده توسط : فدایی گل زهرا                                    اللهم عجل لولیک الفرج

حُرِّمَت عَلَیْكُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لحَْمُ الخِْنزِیرِ وَ مَا أُهِلَّ لِغَیرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُترَدِّیَةُ وَ النَّطِیحَةُ وَ مَا أَكلَ السبُعُ إِلا مَا ذَكَّیْتُمْ وَ مَا ذُبِحَ عَلى النُّصبِ وَ أَن تَستَقْسِمُوا بِالأَزْلَمِذَلِكُمْ فِسقٌالْیَوْمَ یَئس الَّذِینَ كَفَرُوا مِن دِینِكُمْ فَلا تخْشوْهُمْ وَ اخْشوْنِالْیَوْمَ أَكْمَلْت لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتمَمْت عَلَیْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضِیت لَكُمُ الاسلَمَ دِیناًفَمَنِ اضطرَّ فى مخْمَصةٍ غَیرَ مُتَجَانِفٍ لاثْمٍفَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ‏(3)


ترجمه:


3 -گوشت مردار و خون و گوشت خوك و حیواناتى كه به غیر نام خدا ذبح شوند و حیوانات خفه شده ، و به زجر كشته شده ، و آنها كه بر اثر پرت شدن از بلندى بمیرند ، و آنها كهبه ضرب شاخ حیوان دیگرى مرده باشند ، و باقیمانده صید حیوان درنده ، مگر آنكه ( به موقع بر آن حیوان برسید و ) آنرا سر ببرید و حیواناتى كه روى بتها ( یا در برابر آنها ) ذبح شوند ( همگى ) بر شما حرام است و ( همچنین ) قسمت كردن گوشت حیوان بوسیله چوبه‏هاى تیر مخصوص بخت‏آزمائى ، تمام این اعمال فسق و گناه است - امروز كافران از ( زوال ) آئین شما مایوس شدند ، بنابراین از آنها نترسید و از ( مخالفت ) من بترسید ، امروز دین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تكمیل نمودم و اسلام را به عنوان آئین ( جاودان ) شما پذیرفتم-اما آنها كه در حال گرسنگى دستشان بغذاى دیگرى نرسد و متمایل به گناه نباشند ( مانعى ندارد كه از گوشتهاى ممنوع بخورند ) خداوند آمرزنده و مهربان است .



تفسیر نمونه ج : 4ص :258


تفسیر:


در آغاز این سوره اشاره به حلال بودن گوشت چهار پایان به استثناى آنچه بعدا خواهد آمد ، شده ، آیه مورد بحث در حقیقت همان استثناهائى است كه وعده داده شده ، و در این آیه حكم به تحریم یازده چیز شده است كه بعضى از آنها در آیات دیگر قرآن نیز بیان گردیده و تكرار آن جنبه تاكید دارد .


نخست مى‏فرماید : مردار بر شما حرام شده است ( حرمت علیكم المیتة ) .


و همچنین خون ( والدم) .


و گوشت خوك ( و لحم الخنزیر) .


و حیواناتى كه طبق سنت جاهلیت بنام بتها و اصولا به غیر نام خدا ذبح شوند ( و ما اهل لغیر الله به) .


در باره تحریم این چهار چیز و فلسفه آن در جلد اول تفسیر نمونه صفحه 427 به بعد توضیح كافى داده‏ایم .


..........................

حُرِّمَت عَلَیْكُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لحَْمُ الخِْنزِیرِ وَ مَا أُهِلَّ لِغَیرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُترَدِّیَةُ وَ النَّطِیحَةُ وَ مَا أَكلَ السبُعُ إِلا مَا ذَكَّیْتُمْ وَ مَا ذُبِحَ عَلى النُّصبِ وَ أَن تَستَقْسِمُوا بِالأَزْلَمِذَلِكُمْ فِسقٌالْیَوْمَ یَئس الَّذِینَ كَفَرُوا مِن دِینِكُمْ فَلا تخْشوْهُمْ وَ اخْشوْنِالْیَوْمَ أَكْمَلْت لَكُمْ دِینَكُمْ وَ أَتمَمْت عَلَیْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضِیت لَكُمُ الاسلَمَ دِیناًفَمَنِ اضطرَّ فى مخْمَصةٍ غَیرَ مُتَجَانِفٍ لاثْمٍفَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ‏(3)


ترجمه:


3 -گوشت مردار و خون و گوشت خوك و حیواناتى كه به غیر نام خدا ذبح شوند و حیوانات خفه شده ، و به زجر كشته شده ، و آنها كه بر اثر پرت شدن از بلندى بمیرند ، و آنها كهبه ضرب شاخ حیوان دیگرى مرده باشند ، و باقیمانده صید حیوان درنده ، مگر آنكه ( به موقع بر آن حیوان برسید و ) آنرا سر ببرید و حیواناتى كه روى بتها ( یا در برابر آنها ) ذبح شوند ( همگى ) بر شما حرام است و ( همچنین ) قسمت كردن گوشت حیوان بوسیله چوبه‏هاى تیر مخصوص بخت‏آزمائى ، تمام این اعمال فسق و گناه است - امروز كافران از ( زوال ) آئین شما مایوس شدند ، بنابراین از آنها نترسید و از ( مخالفت ) من بترسید ، امروز دین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تكمیل نمودم و اسلام را به عنوان آئین ( جاودان ) شما پذیرفتم-اما آنها كه در حال گرسنگى دستشان بغذاى دیگرى نرسد و متمایل به گناه نباشند ( مانعى ندارد كه از گوشتهاى ممنوع بخورند ) خداوند آمرزنده و مهربان است .



تفسیر نمونه ج : 4ص :258


تفسیر:


در آغاز این سوره اشاره به حلال بودن گوشت چهار پایان به استثناى آنچه بعدا خواهد آمد ، شده ، آیه مورد بحث در حقیقت همان استثناهائى است كه وعده داده شده ، و در این آیه حكم به تحریم یازده چیز شده است كه بعضى از آنها در آیات دیگر قرآن نیز بیان گردیده و تكرار آن جنبه تاكید دارد .


نخست مى‏فرماید : مردار بر شما حرام شده است ( حرمت علیكم المیتة ) .


و همچنین خون ( والدم) .


و گوشت خوك ( و لحم الخنزیر) .


و حیواناتى كه طبق سنت جاهلیت بنام بتها و اصولا به غیر نام خدا ذبح شوند ( و ما اهل لغیر الله به) .


در باره تحریم این چهار چیز و فلسفه آن در جلد اول تفسیر نمونه صفحه 427 به بعد توضیح كافى داده‏ایم .


و نیز حیواناتى كه خفه شده باشند حرامند خواه بخودى خود و یا بوسیله دام و خواه بوسیله انسان این كار انجام گردد ( چنانكه در زمان جاهلیت معمول بوده گاهى حیوان را در میان دو چوب یا در میان دو شاخه درخت سخت مى‏فشردند تا بمیرد و از گوشتش استفاده كنند ) ( و المنخنقة ) .


در بعضى از روایات نقل شده كه مجوس مخصوصا مقید بودند كه حیوانات را از طریق خفه كردن آنها را بكشند سپس از گوشتشان استفاده كنند بنابراین ممكن است آیه ناظر به وضع آنها نیز باشد .


و حیواناتى كه با شكنجه و ضرب ، جان بسپارند و یا به بیمارى از دنیا


تفسیر نمونه ج : 4ص :259


بروند ( و الموقوذة) .


در تفسیر قرطبى نقل شده كه در میان عرب معمول بود كه بعضى از حیوانات را بخاطر بتها آنقدر مى‏زدند تا بمیرد و آن را یكنوع عبادت مى‏دانستند ! .


و حیواناتى كه بر اثر پرت شدن از بلندى بمیرند ( و المتردیة ) و حیواناتى كه به ضرب شاخ مرده باشند ( و النطیحة ) .


و حیواناتى كه بوسیله حمله درندگان كشته شوند ( و ما اكل السبع) .


ممكن است یك فلسفه تحریم این پنج نوع از گوشتهاى حیوانات بخاطر آن باشد كه خون به قدر كافى از آنها بیرون نمى‏رود ، زیرا تا زمانى كه رگهاى اصلى گردن بریده نشود ، خون بقدر كافى بیرون نخواهد ریخت و میدانیم كه خون مركز انواع میكربها است و با مردن حیوان قبل از هر چیز خون عفونت پیدا مى‏كند ، و به تعبیر دیگر این چنین گوشتها یكنوع مسمومیت دارند و جزء گوشتهاى سالم محسوب نخواهد شد مخصوصا اگر حیوان بر اثر شكنجه یا بیمارى و یا تعقیب حیوان درنده‏اى بمیرد مسمومیت بیشترى خواهد داشت .


به علاوه جنبه معنوى ذبح كه با ذكر نام خدا و رو بقبله بودن حاصل مى‏شود در هیچ یك از اینها نیست .


ولى اگر قبل از آنكه این حیوانات جان بسپرند به آنها برسند و با آداب اسلامى آنها را سر ببرند و خون بقدر كافى از آنها بیرون بریزد ، حلال خواهد بود و لذا بدنبال تحریم موارد فوق مى‏فرماید : ( الا ما ذكیتم) .


بعضى از مفسران احتمال داده‏اند كه این استثناء تنها به قسم اخیر یعنى و ما اكل


تفسیر نمونه ج: 4ص :260


السبع بر مى‏گردد ، ولى اكثر مفسران معتقدند به تمام اقسام بر مى‏گردد ، و این نظر به حقیقت نزدیكتر است .


ممكن است سؤال شود چرا با وجود میتة در آغاز آیه ، این موارد ذكر گردیده است مگر تمام آنها داخل در مفهوم میتة نیست ؟ در پاسخ مى‏گوئیم : میتة از نظر فقهى و شرعى مفهوم وسیعى دارد و هر حیوانى كه با طریق شرعى ذبح نشده باشد در مفهوم میتة داخل است ، ولى در لغت ، میتة معمولا بحیوانى گفته مى‏شود كه خود به خود بمیرد ، بنا بر این موارد فوق در مفهوم لغوى میتة داخل نیست و لااقل احتمال این را دارد كه داخل نباشد و لذا نیازمند به بیان است .


در زمان جاهلیت بت پرستان سنگهائى در اطراف كعبه نصب كرده بودند كه شكل و صورت خاصى نداشت ، آنها را نصب مى‏نامیدند در مقابل آنها قربانى مى‏كردند و خون قربانى را به آنها مى‏مالیدند ، و فرق آنها با بت همان بود كه بتها همواره داراى اشكال و صور خاصى بودند اما نصب چنین نبودند ، اسلام در آیه فوق اینگونه گوشتها را تحریم كرده و میگوید : ( و ما ذبح على النصب) .


روشن است كه تحریم این نوع گوشت جنبه اخلاقى و معنوى دارد نه جنبه مادى و جسمانى ، و در واقع یكى از اقسام ما اهل لغیر الله به میباشد ، كه بخاطر رواجش در میان عرب جاهلى به آن تصریح شده است .


نوع دیگرى از حیواناتى كه تحریم آن در آیه فوق آمده آنها است كه بصورت بخت‏آزمائى ذبح و تقسیم میگردیده و آن چنین بوده كه : ده نفر با هم شرطبندى میكردند و حیوانى را خریدارى و ذبح نموده سپس ده چوبه تیر كه روى هفت عدد از آنها عنوان برنده و سه عدد عنوان بازنده ثبت شده بود در كیسه مخصوصى مى‏ریختند و به صورت قرعه‏كشى آنها را بنام یك یك از آن ده نفر بیرون مى‏آوردند ، هفت چوبه برنده بنام هر كس مى‏افتاد


تفسیر نمونه ج : 4ص :261


سهمى از گوشت بر مى‏داشت ، و چیزى در برابر آن نمى‏پرداخت ، ولى آن سه نفر كه تیرهاى بازنده را دریافت داشته بودند ، باید هر كدام یك سوم قیمت حیوان را بپردازند ، بدون اینكه سهمى از گوشت داشته باشند ، این چوبه‏هاى تیر را ازلام جمع زلم ( بر وزن قلم ) مینامیدند ، اسلام خوردن این گوشتها را تحریم كرد ، نه بخاطر اینكه اصل گوشت حرام بوده باشد بلكه بخاطر اینكه جنبه قمار و بخت‏آزمائى دارد و مى‏فرماید : ( و ان تستقسموا بالا زلام ) .


روشن است كه تحریم قمار و مانند آن اختصاص به گوشت حیوانات ندارد ، بلكه در هر چیز انجام گیرد ممنوع استو تمام زیانهاى فعالیتهاى حساب نشده اجتماعى و برنامه‏هاى خرافى در آن جمع میباشد .


و در پایان براى تاكید بیشتر روى تحریم آنها مى‏فرماید : تمام این اعمال فسق است و خروج از اطاعت پروردگار ( ذلكم فسق) .


اعتدال در استفاده از گوشت


آنچه از مجموع بحثهاى فوق و سایر منابع اسلامى استفاده مى‏شود این است كه روش اسلام در مورد بهره‏بردارى از گوشتها - همانند سایر دستورهایش یك روش كاملا اعتدالى را در پیش گرفته ، یعنى نه همانند مردم زمان جاهلیت كه از گوشت سوسمار و مردار و خون و امثال آن مى‏خوردند ، و یا همانند بسیارى از غربیهاى امروز كه حتى از خوردن گوشت خرچنگ و كرمها چشم‏پوشى نمى‏كنند ، و نه مانند هندوها كه مطلقا خوردن گوشت را ممنوع مى‏دانند ، بلكه گوشت حیواناتى كه داراى تغذیه پاك بوده و مورد تنفر


تفسیر نمونه ج : 4ص :262


نباشند حلال كرده و روى روشهاى افراطى و تفریطى خط بطلان كشیده و براى استفاده از گوشتها شرائطى مقرر داشته است به این ترتیب كه:


1 -حیواناتى كه از گوشت آنها استفاده مى‏شود باید از حیوانات علف خوار باشند ، زیرا گوشت حیوانات گوشتخوار بر اثر خوردن گوشتهاى مردار و آلوده غالبا ناسالم و مایه انواعبیمارى‏ها است ، به خلاف چهارپایان علفخوار كه معمولا از غذاهاى سالم و پاك استفاده میكنند .


به علاوه همانطور كه در گذشته ذیل آیه 72 سوره بقره گفتیم هر حیوانى صفات خویش را از طریق گوشت خود به كسانى كه از آن میخورند منتقل میكند ، بنابراین تغذیه از گوشت حیوانات درنده صفت قساوت و درندگى را در انسان تقویت مى‏نماید ، و نیز بهمین دلیل است كه در اسلام حیوانات جلال یعنى حیواناتى كه از نجاست تغذیه مى‏كنند تحریم شده است .


2 -حیواناتى كه از گوشتشان استفاده میشود باید مورد تنفر نبوده باشند .


3 -و نیز باید زیانى براى جسم یا روح انسان تولید نكنند .


4 -حیواناتى كه در مسیر شرك و بت‏پرستى قربانى میشوند و مانند آنها چون از نظر معنوى ناپاكند تحریم شده‏اند .


5 -یك سلسله دستورها در اسلام براى طرز ذبح حیوانات وارد شده كه هر كدام به نوبه خود ، داراى اثر بهداشتى یا اخلاقى میباشد .


بعد از بیان احكام فوق دو جمله پرمعنى در آیه مورد بحث به چشم میخورد نخست میگوید : امروز كافران از دین شما مایوس شدند بنابراین از آنها نترسید و تنها از ( مخالفت ) من بترسید .


(الیوم یئس الذین كفروا من دینكم فلا تخشوهم و اخشون) .


و سپس میگوید : امروز دین و آئین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آئین شما پذیرفتم .



تفسیر نمونه ج : 4ص :263


(الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا) .


روز اكمال دین كدام روز است


در اینجا بحث مهمى پیش مى‏آید كه منظور از الیوم ( امروز ) كه در دو جمله بالا تكرار شده چیست ؟ یعنى كدام روز است كه این چهار جهت در آن جمع شده هم كافران در آن مایوس شده‏اند ، و هم دین كامل شده ، و هم نعمت خدا تكامل یافته ، و هم خداوند آئین اسلام را به عنوان آئین نهائى مردم جهان پذیرفته است .


در میان مفسران در اینجا سخن بسیار است ولى آنچه جاى شك نیست این است كه چنین روزى باید روز بسیار مهمى در تاریخ زندگى پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) باشد ، نه یك روز ساده و عادى و معمولى ، زیرا اینهمه اهمیت براى یك روز عادى معنى ندارد ، و لذا در پاره‏اى از روایات آمده است كه بعضى از یهود و نصارى با شنیدن این آیه گفتند اگر چنین آیه‏اى در كتب آسمانى ما نقل شده بود ، ما آن روز را روز عید قرار مى‏دادیم .


اكنون باید از روى قرائن و نشانه‏ها و تاریخ نزول این آیه و این سوره و تاریخ زندگانى پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) و روایاتى كه از منابع مختلف اسلامى بدست ما رسیده این روز مهم را پیدا كنیم .


آیا منظور روزى است كه احكام بالا در باره گوشتهاى حلال و حرام نازل شده ؟ قطعا چنین نیست ، زیرا نزول این احكام واجد این همه اهمیت نیست نه باعث تكمیل دین است زیرا آخرین احكامى نبوده كه بر پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) نازل شده ، بدلیل اینكه در دنباله این سوره به احكام دیگرى نیز برخورد میكنیم ، و تازه


تفسیر نمونه ج : 4ص :264


نزول این احكام سبب یاس كفار نمى‏شود ، چیزى كه سبب یاس كفار مى‏شود ، فراهم ساختن پشتوانه محكمى براى آینده اسلام است ، و به عبارت دیگر نزول این احكام و مانند آن تاثیر چندانى در روحیه كافران ندارد و اینكه گوشتهائى حلال یا حرام باشد آنها حساسیتى روى آن ندارند .


آیا منظور از آن روز عرفه در آخرین حج پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) است ؟ ! ( همانطور كه جمعى از مفسران احتمال داده‏اند) .


پاسخ این سؤال نیز منفى است ، زیرا نشانه‏هاى فوق بر آن روز نیز تطبیق نمیكند ، چون حادثه خاصى كه باعث یاس كفار بشود در آن روز واقع نشد ، اگر منظور انبوه اجتماع مسلمانان است كه قبل از روز عرفه نیز در خدمت پیغمبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) در مكه بودند و اگر منظور نزول احكام فوق در آن روز است كه آن نیز همانطور كه گفتیم چیز وحشتناكى براى كفار نبود .


و آیا مراد روز فتح مكه است ( چنانكه بعضى احتمال داده‏اند ) با اینكه تاریخ نزول این سوره مدتها بعد از فتح مكه بوده است ؟ ! و یا منظور روز نزول آیات سوره برائت است كه آنهم مدتها قبل از نزول این سوره بوده است ؟ ! و از همه عجیبتر احتمالى است كه بعضى داده‏اند كه این روز ، روز ظهور اسلام و یا بعثت پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) باشد با اینكه آنها هیچگونه ارتباطى با روز نزول این آیه ندارند و سالهاى متمادى در میان آنها فاصله بوده است .


بنا بر این هیچیك از احتمالات ششگانه فوق با محتویات آیه سازگار نیست .


در اینجا احتمال دیگرى هست كه تمام مفسران شیعه آن را در كتب خود آورده‏اند و روایات متعددى آن را تایید مى‏كند و با محتویات آیه كاملا سازگار است و آن اینكه : منظور روز غدیر خم است ، روزى كه پیامبر اسلام (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) امیر مؤمنان


تفسیر نمونه ج : 4ص :265


على (علیه‏السلام‏) را رسما براى جانشینى خود تعیین كرد ، آن روز بودكه كفار در میان امواج یاس فرو رفتند ، زیرا انتظار داشتند كه آئین اسلام قائم به شخص باشد ، و با از میان رفتن پیغمبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) اوضاع به حال سابق برگردد ، و اسلام تدریجا برچیده شود ، اما هنگامى كه مشاهده كردند مردى كه از نظر علم و تقوا و قدرت و عدالت بعد از پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) در میان مسلمانان بى‏نظیر بود بعنوان جانشینى پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) انتخاب شد و از مردم براى او بیعت گرفت یاس و نومیدى نسبت به آینده اسلام آنها را فرا گرفت و فهمیدند كه آئینى است ریشه‏دار و پایدار .


در این روز بود كه آئین اسلام به تكامل نهائى خود رسید ، زیرا بدون تعیین جانشین براى پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) و بدون روشن شدن وضع آینده مسلمانان ، این آئین به تكامل نهائى نمى‏رسید .


آن روز بود كه نعمت خدا با تعیین رهبر لایقى همچون على (علیه‏السلام‏) براى آینده مردم تكامل یافت .


و نیز آن روز بود كه اسلام با تكمیل برنامه‏هایش بعنوان آئین نهائى از طرف خداوند پذیرفته شد ( بنابراین جهات چهارگانه در آن جمع بوده) .


علاوه بر این ، قرائن زیر نیز این تفسیر را تایید مى‏كند : الف - جالب توجه اینكه در تفسیر فخر رازى و تفسیر روح المعانى و تفسیر المنار در ذیل این آیه نقل شده است كه پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) بعد از نزول این آیه بیش از هشتاد و یك روز عمر نكرد .


و با توجه به اینكه وفات پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) در روایات اهل تسنن و حتى در بعضى از روایات شیعه ( مانند آنچه كلینى در كتاب معروف كافى نقل كرده است ) روز دوازدهم ماه ربیع الاول بوده چنین نتیجه مى‏گیریم كه روز نزول آیه درست روز هیجدهم ذى الحجه بوده است .



تفسیر نمونه ج : 4ص :266


ب - در روایات فراوانى كه از طرق معروفاهل تسنن و شیعه نقل شده صریحا این مطلب آمده است كه آیه شریفه فوق در روز غدیر خم و به دنبال ابلاغ ولایت على (علیه‏السلام‏) نازل گردید ، از جمله اینكه:


1 -دانشمند معروف سنى ابن جریر طبرى در كتاب ولایت از زید بن ارقم صحابى معروف نقل مى‏كند كه این آیه در روز غدیر خم در باره على (علیه‏السلام‏) نازل گردید .


2 -حافظ ابو نعیم اصفهانى در كتاب ما نزل من القرآن فى على (علیه‏السلام‏) از ابو سعید خدرى ( صحابى معروف ) نقل كرده كه پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) در غدیر خم ، على (علیه‏السلام‏) را به عنوان ولایتبه مردم معرفى كرد و مردم متفرق نشده بودند تا اینكه آیه الیوم اكملت لكم ... نازل شد ، در این موقع پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) فرمود : الله اكبر على اكمال الدین و اتمام النعمة و رضى الرب برسالتى و بالولایة لعلى (علیه‏السلام‏) من بعدى ، ثم قال من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله : الله اكبر بر تكمیل دین و اتمام نعمت پروردگار و خشنودى خداوند از رسالت من و ولایت على (علیه‏السلام‏) بعد از من ، سپس فرمود : هر كس من مولاى اویم على (علیه‏السلام‏) مولاى او است ، خداوندا ! آن كس كه او را دوست بدارد دوست بدار ، و آن كس كه او را دشمن دارد ، دشمن بدار ، هر كس او را یارى كند یارى كن و هر كس دست از یاریش بر دارد دست از او بردار .


3 -خطیب بغدادى در تاریخ خود از ابو هریره از پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) چنین نقل كرده كه بعد از جریان غدیر خم و پیمان ولایت على (علیه‏السلام‏) و گفتار عمر


تفسیر نمونه ج : 4ص :267


بن خطاب .


بخ بخ یا بن ابى طالب اصبحت مولاى و مولا كل مسلم .


آیه الیوم اكملت لكم دینكم نازل گردید .


در كتاب نفیس الغدیر علاوه بر روایات سه‏گانه فوق سیزده روایت دیگر نیز در این زمینه نقل شده است .


در كتاب احقاق الحق از جلد دوم تفسیر ابن كثیر صفحه 14 و از مقتل خوارزمى صفحه 47 نزول این آیه را در باره داستان غدیر از پیغمبر اكرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) نقل كرده است .


در تفسیر برهان و نور الثقلین نیز ده روایت از طرق مختلف نقل شده كه این آیه در باره على (علیه‏السلام‏) یا روز غدیر خم نازل گردیده ، كه نقل همه آنها نیازمند به رساله جداگانه است .


مرحوم علامه سید شرف الدین در كتاب المراجعات چنین مى‏گوید : كه نزول این آیه را در روز غدیر در روایاتصحیحى كه از امام باقر (علیه‏السلام‏) و امام صادق (علیه‏السلام‏) نقل شده ذكر گردیده و اهل سنت ، شش حدیث با اسناد مختلف از پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) در این زمینه نقل كرده‏اند كه صراحت در نزول آیه در این جریان دارد .


از آنچه در بالا گفتیم روشن مى‏شود كه : اخبارى كه نزول آیه فوق را در جریان غدیر بیان كرده در ردیف خبر واحد نیست كه بتوان با تضعیف بعضى


تفسیر نمونه ج : 4ص :268


اسناد آن ، آنها را نادیده گرفت بلكه اخبارى است كه اگر متواتر نباشد لااقل مستفیض است ، و در منابع معروف اسلامى نقل شده ، اگر چه بعضى از دانشمندان متعصب اهل تسنن ، مانند آلوسى در تفسیر روح المعانى تنها با تضعیف سند یكى از این اخبار كوشیده‏اند بقیه را به دست فراموشى بسپارند و چون روایت را بر خلاف مذاق خویش دیده‏اند مجعول و نادرست قلمداد كنند ، و یا مانند نویسنده تفسیر المنار با تفسیر ساده‏اى از آیه گذشته ، بدون اینكه كمترین اشاره‏اى به این روایات كند ، شاید خود را در بن‏بست دیده كه اگر بخواهد روایات را ذكر كرده و تضعیف كند بر خلاف انصاف است و اگر بخواهد قبول كند بر خلاف مذاق او است ! نكته جالبى كه باید در اینجا به آن توجه كرد این است كه قرآن در سوره نور آیه 55 چنین مى‏گوید : وعد الله الذین آمنوا منكم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فى الارض كما استخلف الذین من قبلهم و لیمكنن لهم دینهم الذى ارتضى لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا ... خداوند به آنهائى كه از شما ایمان آوردند و عمل صالح انجام داده‏اند وعده داده است كه آنها را خلیفه در روى زمین قرار دهد همانطور كه پیشینیان آنانرا چنین كرد ، و نیز وعده داده آئینى را كه براى آن پسندیده است مستقر و مستحكم گرداند و بعد از ترس به آنها آرامش بخشد .


در این آیه خداوند مى‏فرماید : آئینى را كه براى آنها پسندیده در روى زمین مستقر مى‏سازد ، با توجه به اینكه سوره نور قبل از سوره مائده نازل شده است و با توجه به جمله رضیت لكم الاسلام دینا كه در آیه مورد بحث ، در باره ولایت على (علیه‏السلام‏) نازل شده ، چنین نتیجه مى‏گیریم كه اسلام در صورتى در روى زمین مستحكم و ریشه‏دار خواهد شد كه با ولایت توام باشد ، زیرا این همان اسلامى است كه خدا پسندیده و وعده استقرار و


تفسیر نمونه ج : 4ص :269


استحكامش را داده است ، و به عبارت روشنتر اسلام در صورتى عالمگیر مى‏شود كه از مساله ولایت اهل بیت جدا نگردد .


مطلبدیگرى كه از ضمیمه كردن آیه سوره نور با آیه مورد بحث استفاده مى‏شود این است كه در آیه سوره نور سه وعده به افراد با ایمان داده شده است نخست خلافت در روى زمین ، و دیگر امنیت و آرامش براى پرستش پروردگار ، و سوم استقرار آئینى كه مورد رضایت خدا است .


این سه وعده در روز غدیر خم با نزول آیه الیوم اكملت لكم دینكم ... جامه عمل بخود پوشید زیرا نمونه كامل فرد با ایمان و عمل صالح ، یعنى على (علیه‏السلام‏) به جانشینى پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) نصب شد و به مضمون جمله الیوم یئس الذین كفروا من دینكم مسلمانان در آرامش و امنیت نسبى قرار گرفتند و نیز به مضمون و رضیت لكم الاسلام دینا آئین مورد رضایت پروردگار در میان مسلمانان استقرار یافت .


البته این تفسیر منافات با روایاتى كه مى‏گوید آیه سوره نور در شان مهدى (علیه‏السلام‏) نازل شده ندارد زیرا آمنوا منكم ... داراى معنى وسیعى است كه یك نمونه آن در روز غدیر خم انجام یافت و سپس در یك مقیاس وسیعتر و عمومى‏تر در زمان قیام مهدى (علیه‏السلام‏) انجام خواهد یافت ( بنابراین كلمه الارض در آیه به معنى همه كره زمین نیست بلكه معنى وسیعى دارد كه هم ممكن است بر تمام كرده زمین گفته شود ، و هم به قسمتى از آن ، چنانكه از موارد استعمال آن در قرآن نیز استفاده مى‏شود كه گاهى بر قسمتى از زمین اطلاق شده و گاهى بر تمام زمین ) ( دقت كنید ) .


یك سؤال لازم


تنها سؤالى كه در مورد آیه باقى مى‏ماند این است كه اولا طبق اسناد


تفسیر نمونه ج : 4ص :270


فوق و اسنادى كه در ذیل آیه یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك خواهد آمد هر دو مربوط به جریان غدیر است ، پس چرا در قرآن میان آن دو فاصله افتاده ؟ ! یكى آیه 3 سوره مائده و دیگرى آیه 67 همین سوره است .


ثانیا این قسمت از آیه كه مربوط به جریان غدیر است ضمیمه به مطالبى شده كه در باره گوشتهاى حلال و حرام است و در میان این دو تناسب چندانى به نظر نمى‏رسد .


در پاسخ باید گفت:


اولا مى‏دانیم آیات قرآن ، و همچنین سوره‏هاى آن ، بر طبق تاریخ نزول جمع‏آورى نشده است بلكه بسیارى از سوره‏هائى كه در مدینه نازل شده مشتمل بر آیاتى است كه در مكه نازل گردیده و بعكس آیات مدنى را در لابلاى سوره‏هاى مكى مشاهده مى‏كنیم .


با توجه به این حقیقت جدا شدن این دو آیه از یكدیگر در قرآن جاى تعجب نخواهد بود ( البته طرز قرار گرفتن آیات هر سوره تنها به فرمان پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) بوده است ) آرى ، اگر آیات بر طبق تاریخ نزول جمع‏آورى شده بود جاى این ایراد بود .


ثانیا ممكن است قرار دادن آیه مربوط به غدیر در لابلاى احكام مربوط به غذاهاى حلال و حرام براى محافظت از تحریف و حذف و تغییر بوده باشد ، زیرا بسیار مى‏شود كه براى محفوظ ماندن یك شى‏ء نفیس آن را با مطالب ساده‏اى مى‏آمیزند تا كمتر جلب توجه كند ( دقت كنید) .


حوادثى كه در آخرین ساعات عمر پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) واقع شد ، و مخالفت صریحى كه از طرف بعضى افراد براى نوشتن وصیتنامه از طرف پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏)


تفسیر نمونه ج : 4ص :271


به عمل آمد تا آنجا كه حتى پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) را ( العیاذ بالله ) متهم به هذیان و بیمارى ! و گفتن سخنان ناموزون كردند ، و شرح آن در كتب معروف اسلامى اعم از كتب اهل تسنن و شیعه نقل شده شاهد گویائى است بر اینكه بعضى از افراد حساسیت خاصى در مساله خلافت و جانشینى پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) داشتند و براى انكار آن حد و مرزى قائل نبودند ! .


آیا چنین شرائطى ایجاب نمى‏كرد كه براى حفظ اسناد مربوط به خلافت و رساندن آن به دست آیندگان چنین پیش‏بینى‏هائى بشود و با مطالب ساده‏اى آمیخته گردد كه كمتر جلب توجه مخالفان سر سخت را كند ؟ ! .


از این گذشته - همانطور كه دانستیم - اسناد مربوط به نزول آیه الیوم اكملت لكم در باره غدیر و مساله جانشینى پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) تنها در كتب شیعه نقل نشده است كه چنین ایرادى متوجه شیعه شود ، بلكه در بسیارى از كتب اهل تسنن نیز آمده است ، و به طرق متعددى این حدیث از سه نفر از صحابه معروف نقل شده است .


در پایان آیه بار دیگر به مسائل مربوط به گوشتهاى حرام بر گشته ، و حكم صورت اضطرار را بیان مى‏كند و مى‏گوید : كسانى كه به هنگام گرسنگى ناگزیر از خوردن گوشتهاى حرام شوند در حالى كه تمایل به گناه نداشته باشند خوردن آن براى آنها حلال است ، زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است و به هنگام ضرورت بندگان خود را به مشقت نمى‏افكند و آنها را كیفر نمى‏دهد .



تفسیر نمونه ج : 4ص :272


(فمن اضطر فى مخمصة غیر متجانف لاثم فان الله غفور رحیم) .


مخمصه از ماده خمص ( بر وزن لمس ) به معنى فرورفتگى است ، و به معنى گرسنگى شدید كه باعث فرورفتگى شكم مى‏شود نیز آمده است خواه به هنگام قحطى باشد یا بهنگام گرفتارى شخصى .


غیر متجانف لاثم به معنى آن است كه تمایل به گناه نداشته باشد ، و آن یا به عنوان تاكید مفهوم اضطرار آمده ، و یا به منظور آن است كه به هنگام ضرورت زیاده روى در خوردن گوشت حرام نكند ، و آن را حلال نشمرد ، و یا آنكه مقدمات اضطرار را خودش فراهم نساخته باشد ، و یا آنكه در سفرى كه براى انجام كار حرامى در پیش گرفته ، گرفتار چنان ضرورتى نشود ، ممكن است همه این معانى از این عبارت منظور باشد .


(براى توضیح بیشتر در این زمینه به جلد اول تفسیر نمونه صفحه 430 و 431 مراجعه كنید) .




:: مرتبط با: غدیر خم ,
:: برچسب‌ها: غدیر خم , دین کامل , کامل کردن دین ,
تاریخ انتشار : پنجشنبه 16 آذر 1391 | نظرات ()             داغ کن - کلوب دات کام
 
   
ولایت حضرت علی(ع) را یكصدوبیست هزار نفر در غدیر مشاهده كردند و همه آن را پذیرفتند، اما در اولین فرصت، به دلیل بی ایمانی، تمرد كردند و حق را زیر پا گذاشتند. أین مثل مالك؟ ‌أین عمار؟ أین ذوالشهادتین؟ كجاست مثل مالك؟ كجاست عمار؟ كجاست ذوالشهادتین؟ دیرگاهی پیش بود كه صدای گلایه علی (ع) در حد فاصل كوفه و شام برخاست.آن هنگام كه مالك اشتر و عمار و ذوالشهادتین، یعنی یاران صدیق علی (ع) به شهادت رسیده بودند و علی تنها مانده بود. سئوالی كه جوابی در پی نداشت. روزها برآمدند و شبها فرو رفتند. روزگار دیگری آمد. روزی به بلندای روزگار،‌عاشورا!